مجله خلاقیت و نوآوری

۲۷ مطلب با موضوع «اقتصادی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

۷ مهارت‌ اساسی برای ساختن زندگی رویایی چیست؟

جای خالی که در جمله بالا مشاهده می‌کنید، برای این در آنجا قرارگرفته است که شاید شخص مناسب‌تر برای پر کردن این جای خالی خود شما باشید. همه ما افرادی خاص با ویژگی‌های منحصربه‌فرد و با پیشینه‌های متفاوت فرهنگی و اجتماعی هستیم. هرکدام از ما در مرحله متفاوتی از زندگی خود قرار داریم، بنابراین جمله بالا برای هرکدام از ما می‌تواند معنی متفاوتی داشته باشد.

اگر شما به‌طور حرفه‌ای در حال انجام کاری هستید، چرا این حیطه کاری را بر‌گزیده‌اید؟ آیا شغلی است که به آن علاقه زیادی دارید و برای شما رضایتِ خاطر به ارمغان می‌آورد؟ یا فقط به دلیل این است که رشته تحصیلی این کار را در دانشگاه مطالعه کردید و با مهارت‌هایی که آموختید کاری را پیدا کرده و استخدام شدید؟ شاید هم به دلیل درآمد بالایی است که از انجام این کار کسب می‌کنید یا می‌دانید که در آینده کسب خواهید کرد.

ساختن زندگی رویایی

اگر در آستانه بازنشستگی بودید چه؟ بیایید فرض را بر این بگذاریم که فقط دو یا سه سال مانده که بازنشست شوید. آیا در سی، چهل سالی که گذشت تمام کارهایی که می‌خواستید انجام دهید را انجام داده‌اید؟ اهداف یا رؤیاهای به سرانجام نرسیده‌ای دارید؟ آیا تا این لحظه از زندگی از دستاورد‌هایی که داشته‌اید، تمام تصمیمات و خطرهایی که به‌ جان خریده‌اید، راضی و خشنود هستید؟

قطعاً بسیاری از ما بعد از دانشگاه، با این امید سر از محل کار خود درمی‌آوریم که با کسب درآمدی مناسب ایجاد ثبات اقتصادی، به این توانایی برسیم که علایق خود را پیگیری کنیم و کارهایی که دوست داریم را انجام دهیم. در شغلی که داریم جای پای خود را محکم می‌کنیم و با گذشت زمان نیم‌نگاهی هم به فهرست امیال و آرزوهایمان خواهیم داشت. اگر به دو سال گذشته نگاه کنید، چه مقدار از زمان خود را صرف کارهایی کرده‌اید که دوست دارید و از انجام آنها لذت می‌برید؛ کارهایی که حس زیبای مفید بودن و رضایتمندی را به شما القاء می‌کند؟ آیا برده کار خود و اقتصاد شده‌اید یا برده فرزندانتان؟ یا اینکه میان کار و علایق خود توازن ایجاد کرده‌اید؟

چه زمانی می‌توان گفت، دیگر کافی است؟!

متأسفانه بسیاری از ما، زنده‌ایم برای کار کردن. واقع‌گرایان می‌گویند: اگر شما رویکرد کار برای زندگی را برگزینید؛ با این ‌حال هنوز هم نیازمند پشتیبانی مالی هستید. پول است که قدرت می‌آورد. جهانی که امروزه در آن زندگی می‌کنیم، چنین است. پس اگر پول کافی به دست نیاورید، لذت بردن واقعی از زندگی سخت می‌شود. بدون پول سخت می‌توان خوشحال بود؛ پس در تلاش برای فراهم آوردن مادیات و یک زندگی شایسته، بسیاری از ما تمام عمر خود را صرف مال‌اندوزی می‌کنیم. آیا روزی می‌رسد که به خود آییم و ببینیم که پولِ زیادی داریم؟ به چه قیمتی؟

بسیاری از مؤسسین شرکت‌های بزرگ، میلیونرها و حتی بیلیونرها بر سر این موضوع اتفاق‌نظر دارند که پول تمام خوشبختی‌های دنیا را برای شما به همراه نمی‌آورد. پول داشتن خوب است، اما تمام خواسته‌های شما را عمیقاً برطرف نمی‌کند. به جایی می‌رسید که به اصطلاح همه‌چیز دارید و با این ‌حال یک حس پوچی و بیهودگی به شما دست می‌دهد؛ یک جای خالی که باید پر شود، نه با پول و دارایی‌های مالی. پس سؤال اینجاست که اگر ثبات اقتصادی، جایگاه اجتماعی و دارایی‌های مالی را در نظر نگیریم، چه چیز بیشتری در زندگی وجود دارد؟ چگونه می‌توانیم کار را به بخشی از زندگی تبدیل کنیم، جای اینکه تمام زندگی ما را دربربگیرد؟ شاید بهتر باشد در تفکراتمان برای واژه زندگی به دنبال مفهوم تازه‌ای باشیم.

هدف شما در زندگی چیست؟

طبیعت زندگی چیست؟ زندگی برای شما چه مفهومی دارد؟ آیا هدف خاصی دارید؟ اگر فقط به دنبال کار باشیم، کار تمام چیزی است که خواهیم یافت؛ اما اگر به‌طور هدفمند به دنبال حرفه خاصی باشیم، چیزی بیش از یک کار ساده خواهیم یافت. راه خدمت به بشریت و آن مفهوم والاتر در زندگی که به دنبالش بودیم را خواهیم یافت. موافق نیستید؟

تحقیقات نشان داده که یافتن هدف و معنا در زندگی خوشبختی و رضایت کلی را افزایش می‌دهد؛ سلامت جسمی و روانی را بهبود می‌بخشد، باعث افزایش انعطاف‌پذیری و عزت‌نفس می‌شود و از احتمال ابتلا به افسردگی می‌کاهد. پس نکته قابل‌توجه این است که خوشحالی در زندگی به‌تنهایی کافی نیست، چراکه خوشحالی مانند موجی از احساسات است که می‌گذرد و همیشگی نیست. چه‌بهتر که در زندگی به‌جای خوشحالی به دنبال معنا و مفهوم باشیم.

معنای زندگی، تنها در مورد بالا بردن ارزش‌های خویشتن نیست، بلکه برای ارج نهادن به لحظه حال است. با وجود اینکه خوشحالی حسی است که در لحظه درک می‌شود، در نهایت مانند دیگر احساسات محو می‌شود. تأثیرات مثبت و احساسات لذت‌بخش، کوتاه و زودگذر هستند. مقدار زمانی که مردم می‌گویند احساس خوب یا بدی دارند، با خوشحالی هماهنگ است، اما هرگز با معنای زندگی همخوانی ندارد.

به طرز کنایه‌آمیزی، کسانی که فقط به دنبال خوشبختی بوده‌اند، درنهایت خود را ناراضی‌تر از بقیه می‌یابند. به گفته ویکتور فرانکل، از بازماندگان هولوکاست و عصب‌شناس معروف استرالیایی: «همین به دنبال خوشبختی بودن است که خوشبختی را از ما می‌رباید»؛ مصداق همان مثال است که دنبال کردن ثروت با هدف خوشبختی دقیقاً همان چیزی است که باعث نارضایتی خیلی‌ها شده است.

پس دوباره به این جمله بنگرید: «در زندگی مفاهیم مهم‌تری از ــــــــــ هم وجود دارد».

آیا به پاسخ معناداری رسیده‌اید؟ اگر تا به اینجای متن را مطالعه کرده‌اید و اکنون در فکر فرو رفته‌اید و سعی دارید که هدف واقعی خود در زندگی را بیابید، دلسرد نشوید؛ ما در این سفر همراهتان هستیم تا به شما کمک کنیم که چارچوب ذهنی و فعالیت‌های خود را در راستای رسیدن به معنای واقعی زندگی تغییر دهید.

هر آنچه که در زندگی می‌توانید به انجام برسانید به دانستن هفت مهارت اساسی بستگی دارد. داشتن این مهارت‌ها نیازهای ضروری شما برای رسیدن به موفقیت است و شما را در راهی قرار می‌دهند که در انتها به رضایتمندی و معنای واقعی در زندگی برسید. بهترین جای ماجرا این است که این مهارت‌ها درون تک‌تک ما وجود دارند. مشکل اینجاست که ما همیشه به بهترین شکل از آنها استفاده نمی‌کنیم و حتی گاهی از قدرتی که این مهارت‌ها در کمک به بهبود وضعیت زندگی ما دارند، بی‌خبر هستیم.

هرکدام از این مهارت‌ها به‌نوبه خود خاص و ویژه هستند و می‌توانند در مراحل مختلف زندگی و در رویارویی با مشکلات به ما کمک کنند؛ اما این هفت مهارت اساسی با یکدیگر می‌توانند به شما این امکان را ارائه دهند که هر موقعیتی را به نفع خود تغییر دهید. مهم نیست که در چه مرحله‌ای از زندگی قرار دارید، به دنبال چه چیز هستید یا چه حسی را کم دارید؛ وقتی که نه تنها از یک یا دو، بلکه از هفت مهارت اساسی بهره می‌برید، راه شما برای رسیدن به معنا در زندگی بسیار هموارتر از قبل خواهد بود.

هفت مهارت اساسی

بیایید با یکدیگر این هفت مهارت اساسی را به‌طور مختصر مرور کنیم.

خلاقیت

مهارت اول: خلاقیت

خلاقیت به شما این امکان را می‌دهد که برای مشکلات راه‌حل‌های خاصی بیابید و به مسائل به‌گونه‌ای بنگرید که شاید پیش ‌از این انتظار چنین نگرشی را از خود نداشتید. خلاقیت چیزی فراتر از تصورات هنرمندانه و زیبایی‌شناسی و یکی از ستون‌های اصلی «تغییر» است.

مهارت دوم: یادگیری

بدون یادگیری شما قادر به پیشرفت در زندگی نخواهید بود. با این ‌حال افراد بسیاری وجود دارند که از قافله عقب می‌مانند، نه به این دلیل که آنها توانایی فکری ندارند بلکه به این دلیل که نمی‌دانند چگونه می‌توانند به‌طور مؤثر یاد بگیرند.

حافظه

مهارت سوم: حافظه

در کنار همه اینها ما حافظه را داریم که یکی از مهم‌ترین عناصر است؛ چراکه بدون آن هیچ‌چیز ندارید که بدان رجوع کنید و تمام یادگیری‌ها و تجاربی که بر روی این زمین داشته‌اید، بدون برداشت باقی می‌مانند. با این حجم از اطلاعات موجود و روزافزون، چگونه می‌توانید این تمام این دانش را ذخیره کنید؟

مهارت چهارم: تمرکز

همه فعالیت‌هایی که انجام می‌دهید، شامل مقدار معینی از تمرکز است. این فعالیت‌ها ممکن است شامل بالا رفتن از پله‌های ترقی شغلی باشد و یا مسئولیت‌پذیری به‌عنوان یک پدر یا مادر. تمرکز به‌سان جریانی است که شمارا به سمت اهدافی که دارید سوق می‌دهد. بدون تمرکز، راه خود را گم می‌کنیم، انگیزه ادامه دادن را از دست می‌دهیم و حس می‌کنیم که از مسیر پیشرفت خارج ‌شده‌ایم.

مهارت پنجم: انگیزه

بسیاری از ما از زندگی، شغل و مسئولیت‌هایی که داریم راضی نیستیم چراکه انگیزه لازم و آن هدف کلیدی که پیش‌تر در موردش سخن به میان آمد را در خود نمی‌بینیم. انگیزه به پیشرفت شما کمک می‌کند و تمرکز لازم برای رسیدن به اهداف را به شما ارزانی می‌دارد.

مهارت ششم: عادات

همان‌طور که هر روز تازه پر از کارهای روزمره است؛ از آماده شدن برای کار گرفته تا خواباندن بچه‌ها در شب و گذراندن وقت با خانواده در آخر هفته، تمام اینها نتایج عاداتی است که در طول زمان تثبیت ‌شده‌اند؛ بنابراین، عادات نقش بزرگی در زندگی شما ایفا می‌کنند. دنبال کردن خوشبختی، پول و یا معنا در زندگی، همه اینها به عادات شما بستگی دارد. اگر می‌بینید که تحت تأثیر عادات بد و منفی قرار گرفته‌اید، احتمال اینکه در راه رسیدن به اهدافتان با مشکل مواجه شوید، بیشتر است.

مهارت هفتم: زمان

عادات بد همچنین منجر‌ به استفاده غلط از زمان یا مدیریت نادرست زمان می‌شود. شاید این احساس را داشته باشید که به دلیل مدیریت نادرست زمان، ثبات شغلی لازم را ندارید. زمان زیادی را مشغول به کار هستید، درحالی‌که خروجی و تولید قابل قبولی ندارید. یا اینکه عادات مشخصی دارید که زمان را از شما می‌گیرد، زمانی که می‌تواند صرف انجام کارهای مفیدتر شود. شاید در مسیر بازنشستگی قرار دارید و فکر می‌کنید دیگر برای یافتن معنایی تازه در زندگی دیر شده است. زمان زیادی برای آغاز یک ماجراجویی تازه باقی نمانده است.

آیا آمادگی این را دارید که از زندگی خود لذت ببرید؟

حقیقت ساده این است که اگر این هفت مهارت را در خود تقویت کنید، خواهید دید که در هر مرحله‌ای از زندگی که باشید، یافتن معنای زندگی و رسیدن به اهداف و آرزوهایی که در سر دارید، امکان‌پذیر است. هیچ روش جادویی برای فهمیدن زندگی وجود ندارد. مهارت‌ها از روز اول وجود داشته‌اند، شما فقط باید یاد بگیرید که چگونه از آنها برای رسیدن به موفقیت بهره ببرید.

ما برای نشان دادن راه به شما اینجا هستیم. هدف چطورپدیا تجهیز شما با بهترین ابزار برای بالا بردن قدرت بهره‌وری، انگیزه و تمرکز برای رسیدن به هدف واقعی زندگی، در کوتاه‌ترین زمان ممکن است. در این سفر برای تغییر همراه ما باشید تا به شما نشان دهیم که چگونه هفت مهارت اساسی خود را بهتر کنید و درنهایت تبدیل به فرد جدیدی شوید. کسی که آماده است با سرعت بسیار بالاتری به دنبال اهدافش برود و یا اهداف تازه‌ای را بدون محدود ‌شدن به زمان، سن و یا مسئولیت‌های مختلف پیدا کند. اگر به دنبال شانسی دوباره بوده‌اید و یا مدتی است که در حاشیه مانده‌اید، این فرصت شماست که دوباره پیشرفت کنید. هر‌کسی می‌تواند تغییر کند. آیا آمادگی این را دارید که از زندگی خود لذت ببرید؟ برای آغاز سفر خود، در ادامه مقالات سبک زندگی درچطورپدیا را کلیک کنید.

 

منبع: چطورپدیا

  • viator baran4
  • ۰
  • ۰

چطور کسب ‌و کار تعمیر اتومبیل راه‌اندازی کنیم؟

بخش اول: طراحی نقشه‌ی کسب‌وکاری

چطور کسب ‌و کار تعمیر اتومبیل راه‌اندازی کنیم؟

۱- حوزه کسب‌وکار خود را تعریف کنید. نقشه کسب‌وکار خود را با توجه به این که به چه تعداد از مشتریان می‌توانید خدمات ارائه دهید و همچنین در چه حوزه و وسعتی قادر به خدمت‌رسانی هستید، بنا کنید. هدف شما ارائه‌ی خدمات به چه تعداد اتومبیل‌ در طی یک روز است و چه تعداد کارکنان برای این کار نیاز خواهید داشت؟

  • آیا تنها یک سرویس خاص، مانند تعویض روغن و تعمیرات لاستیک ارائه می‌دهید یا خدماتی بیشتری عرضه می‌کنید؟
  • آیا قصد دارید یک تعمیرگاه خودرو که در حال حاضر دایر بوده را خریداری ‌کنید یا یک برند جدید را از صفر شروع خواهید نمود؟ هزینه‌ها و مزایای هرکدام از این گزینه‌ها کدام است؟
  • آیا می‌خواهید به‌عنوان یک مغازه تعمیراتی مستقل باقی بمانید یا به یک حق امتیاز دیگر می‌پیوندید؟ به‌طور کلی پیوستن به یک حق امتیاز دیگر کمی هزینه‌بردار خواهد بود، اما مزیت اصلی این کار، مدیریت بازاریابی توسط خود شرکت و نام برند آن با اعتبار ملی برای مشتریان احتمالی است. اگر حدس می‌زنید که در شغل فعلی و در شروع کسب‌وکار جدید مشری چندانی نخواهید داشت، بهتر است برای پیوستن به یک حق امتیاز دیگر کمی سرمایه‌گذاری کنید.

۲- موقعیت‌های مکانی ممکن را بررسی کنید. برنامه کاری با توجه به موقعیت‌ مکانی تعمیرگاه اتومبیل شکل خواهد گرفت. اجاره یک مغازه تعمیراتی از خرید یا احداث چنین مکانی به‌مراتب ارزان‌تر تمام می‌شود.

  • به دنبال مکان‌هایی باشید که به بزرگراه و یا جاده اصلی دسترسی داشته باشد. اگر مغازه شما در موقعیت مناسبی و در دیدرس افراد نباشد، بعید به نظر می‌رسد که مشتریان نزد شما بیایند، کما اینکه هزینه بکسل کردن بر اساس کیلومتر محاسبه می‌شود.
  • مکان مورد نظر باید محل مناسبی برای یک دفتر کار داشته باشد تا بتوان نیازهای اداری را در این بخش برطرف کرد و همچنین محل انتظاری برای مشتریان باشد.

تعمیرگاه اتومبیل

۳- نیازهای تجهیزاتی را تعیین کنید. به ‌احتمال زیاد پس از محل کسب‌و‌کار، هزینه تهیه‌ی تجهیزات سنگین‌ترین هزینه خواهد بود. قصد دارید تجهیزات را کرایه کنید یا بی‌درنگ آن‌ها را خریداری می‌نمایید؟ به ‌احتمال زیاد به مجموعه‌ای از ابزارهای مخصوص مکانیک‌ها و حداقل یک دستگاه تشخیص و یک بالابر نیاز خواهید داشت.

۴- جزئیات منابع مالی. برای افتتاح کسب‌وکار جدید، با توجه به مکان مورد نظر و هزینه تجهیزات، بیمه، اجاره و حقوق پرداختی کارکنان، احتمالاً به مکانی با ارزش ۵۰ میلیون تا ۱۰۰ میلیون تومان نیاز خواهید داشت.

  • باید به‌وضوح جزئیات درخواست هر نوع وام را برای تأمین‌کننده‌ی مالی کسب‌وکار شرح دهید. آیا قصد درخواست یک وام تجاری از بانک خود، یک شعبه کوچک اداره کسب‌وکار یا از هر منبع دیگری دارید؟ برای تأیید، قبل از هر چیز می‌بایست یک تاریخچه مالی سالم با اعتبار خوب و بدون ورشکستگی داشته باشید و بتوانید اثبات کنید که تقریباً ۷۰ درصد بودجه را هم‌اکنون در اختیار دارید.
  • اگر زمانی می‌توانستید از شعبه‌ی کوچک اداره کسب‌وکار یا بانک محلی خود وام بگیرید اما به هر علتی آن را رد کرده و حال نیاز فوری به پول دارید، می‌توانید سرویس‌های وام‌دهنده دیگر را در نظر بگیرید. این وام‌ها با نرخ بهره‌ی بسیار بالا، برای وام‌های کوتاه‌مدت در نظر گرفته شده‌اند.
  • اگر قصد قرض از دوستان نزدیک یا اعضای خانواده را دارید، شرایط بازپرداخت را به‌صورت مکتوب درآورید. قطعاً نمی‌خواهید در صورت بروز هرگونه مشکل در روند پرداخت اقساط، روابط دوستانه و فامیلی در معرض خطر قرار گیرد.

۵- یک شیوه‌ی منحصربه‌فرد برای فروش خود تعریف کنید. قبل از هر چیز، باید در طرح کسب‌وکار خود به‌روشنی بیان کنید که مغازه‌ی شما چه خدماتی ارائه می‌دهد که هیچ مغازه دیگری در اطراف توانایی ارائه‌ی چنین خدماتی را ندارد. آیا می‌توانید کمترین قیمت، سریع‌ترین تعمیر و بهترین خدمات را تضمین کنید؟ چرا مشتری باید کسب‌وکار شما را بر رقبای دیگر ترجیح دهد؟

  • با تخصص در یک حوزه‌ی کاری مناسب، می‌توان خدماتی چون احیای اتومبیل‌های قدیمی، خدمات دوستدار محیط زیست وخدمات سبز را به مشتری ارائه داد.
  • در زمان افتتاح فروشگاه، تعریف مزیت فروش منحصربه‌فرد (USP) در پایه‌ریزی طرح‌های بازاریابی خارجی نقش بزایی خواهد داشت.

بخش دوم: باز کردن فروشگاه

مجوز تعمیرگاه خودرو

۱- برای راه‌اندازی کسب‌وکار مجوز اخذ کنید. شهرهای مختلف برای افتتاح کسب‌وکار مربوط به تعمیرات خودرو، الزامات مجوزی گوناگون دارند. برای کسب اطلاعات درباره انواع گواهینامه‌های مورد نیاز جهت افتتاح یک مغازه تعمیر اتومبیل در یک شهر خاص، دایره‌ی وسایل نقلیه موتوری محل زندگی خود را مورد بررسی قرار دهید. برای کسب مجوز در شهر خود به موارد زیر نیاز خواهید داشت:

  • یک درخواست پر کنید. دایره وسایل نقلیه موتوری بر حسب درخواست، مجوز را صادر می‌نمایند.
  • شرایط مشمول شدن را بررسی کنید. در بیشتر شهرها، برای کسب مجوز می‌بایست شرایط ویژه‌ای داشته باشید. این شرایط ممکن است شامل سن، اعتبار و سوءپیشینه باشد.
  • اطلاعات و اسناد مورد نیاز را آماده کنید. ممکن است نیاز به ارائه‌ی اطلاعات و اسناد دیگری باشد، مدارکی که ثابت کنند ساختمان مورد نظر مناسب این کار است و یا مدارکی چون شماره شناسایی مالیاتی و عکس‌های رنگی از تسهیلات مورد نظر.
  • تمام هزینه‌های مورد نیاز پردازش درخواست را پرداخت کنید. هزینه درخواست ممکن است حداقل تا ۲۵۰ هزار تومان باشد و در صورت تائید، دریافت مجوز به هزینه‌ای معادل ۴ میلیون تومان یا بیشتر نیاز خواهد داشت.

۲- برای کسب‌وکار خود بیمه تهیه کنید. در اکثر شهرها قبل از تأیید درخواست، از شما می‌خواهند تا حداقل مقدار بیمه را برای مقاصد مسئولیتی بپردازید.

  • برای تعیین میزان بیمه‌ای که برای کسب‌وکار خود نیاز دارید، با دایره وسایل نقلیه شهر خود گفت‌وگو کنید.

۳- نیازهای اداری را تکمیل کنید. برای کارکرد به‌عنوان یک کسب‌وکار و پیش‌بینی خطرات احتمالی، یقیناً به یک سیستم مالی روشن نیاز خواهید داشت.

  • جهت ایجاد یک طرح بودجه برای هزینه‌های خود به‌عنوان یک کسب‌وکار جدید، به فکر استخدام یک حسابدار یا یک مشاور مالی باشید. یک حسابدار قادر است در مدیریت مالیات و سیستم پرداخت حقوق به شما کمک کرده و مشاوره‌هایی درباره بهترین سیستم حسابداری قابل استفاده در کسب‌وکار ارائه دهد.
  • همچنین باید به فکر استخدام یک وکیل باشید تا در صورتی که با هر گونه درخواست یا دعوی از طرف مشتریان خود مواجه شدید، وی کارها را پیگیری کند. از مکانیک‌های دیگر در منطقه خود بپرسید که با کدام وکلا کار می‌کنند.

۴- بکارگیری یک استراتژی بازاریابی. موفقیت شما به‌عنوان یک کسب‌وکار به نحوه ارتباط با مشتریان فعلی و احتمالی بستگی دارد.

  • ارزش‌های اصلی خود را به‌عنوان یک برند تجاری تعیین کنید. اگر قرار باشد با فکر کسب‌وکار شما، ۳ کلمه در ذهن مشتریان نقش ببندد، فکر می‌کنید چه کلماتی باشند؟ یقیناً کلماتی چون صداقت، وفاداری و قابلیت اعتماد برای مشتریان حائز اهمیت است.
  • آگهی‌های تبلیغاتی جذاب چاپ کنید. این آگهی‌ها را می‌توان در اماکنی چون باشگاه‌ها، مراکز شهری، پارک‌های اداری و پارکینگ‌های دانشگاه‌ها و کالج‌ها که احتمالاً مشتریان زیادی در آن حوالی حضور دارند، پخش کنید.
  • یک برنامه وفاداری ایجاد کنید. شاید گاهی پس از رجوع مجدد مشتریان، به آن‌ها خدمات رایگان مانند تعمیر موتور و یا تعمیر و نگهداری حرارت/تهویه مطبوع ارائه دهید. همچنین می‌توان از طریق پیامک یا پیام‌رسان‌هایی مثل واتس‌اپ که این روزها در ایران بسیار رایج است، تخفیف‌های خود را به مشتریان اطلاع دهید.
  • تبلیغات تلویزیون و رادیو در نظر داشته باشد. آگهی‌های تبلیغاتی تلویزیون و رادیو در جذب مخاطبان و مشتریان بیشتر، نقش مؤثری خواهند داشت.

۵- با نمایندگی‌های خودرو قرارداد ببندید. برخی از نمایندگی‌های خودرو دارای مغازه‌های مکانیکی مخصوص هستند که به کسب‌وکارشان متصل است، اما برخی دیگر فاقد چنین چیزی هستند. به نمایندگی‌ها نزدیک شوید و از آن‌ها بخواهید در صورت امکان مشتریان خود را به کسب‌وکار شما ارجاع دهند. در عوض، هنگامی که مشتریان شما بخواهند خودروی جدیدی خریداری کنند، می‌توانید برای کسب‌وکار آن‌ها تبلیغ کنید.

بخش ۳: گسترش کسب‌وکار

۱- ایده خدمات‌رسانی بیرون از مغازه را در نظر داشته باشید. برای تعمیرات جزئی مانند تعویض تایر، یک دستیار کمکی کنار جاده‌ یا ایده‌ی رفتن به خانه مشتریان خدمات‌رسانی به آن‌ها در نظر داشته باشید. این کار سبب می‌شود مشتری با وفاداری و صداقت با شما همکاری کند.

۲- کارمندان خود را تشویق کنید تا گواهینامه اخذ کنند. کسب‌وکار شما تنها در صورتی می‌تواند رشد کند که تکنسین‌های شما گواهینامه اخذ کنند. بیشتر تکنسین‌های خودرو، گواهینامه موسسه ملی خدمات خودرویی را دریافت می‌کنند.

  • تکنسین‌ها باید یک مدرک دو ساله و تجربه یک سال کار مفید به‌عنوان تکنسین خودرو یا مکانیک را داشته باشند.
  • می‌توانید گواهی شماری از تخصص‌های گوناگون، از جمله تعمیر اتوبوس، تعمیر خودروهای تصادفی، تجهیزات حمل‌ونقل و غیره را دریافت کنید.
  • کسب گواهینامه در اعتبار کسب‌وکار پیش چشم مشتریان کمک بزرگی خواهد بود.

۳- افتتاح شعبه‌های بیشتر. در صورت مشاهده‌ی سوددهی مغازه و افزایش مشتری، افتتاح شعبه‌ای جدید در منطقه‌ای که برای مشتریان مناسب‌تر بوده را در نظر داشته باشید.

  • افتتاح شعبه تنها می‌بایست زمانی صورت گیرد که شعبه‌ی اصلی مشتریان روزانه‌ی خود را یافته باشد. اطمینان حاصل کنید که از کمک مدیران توانا و قابل اطمینان برخوردارید. اگر همچنان به‌تنهایی مجبور به ارائه‌ی خدمات روزانه هستید، شاید بهترین زمان برای افتتاح شعبه جدید نباشد.

 

منبع: چطورپدیا

  • viator baran4
  • ۰
  • ۰

چطور یک گزارش هفتگی بنویسیم؟

بخش اول: سازمان‌دهی اطلاعات

گزارش‌های هفتگی

۱- هدف گزارش را مشخص کنید. ممکن است لازم باشد که گزارش‌های هفتگی را به‌عنوان بخشی از وظایف شغلی خود ارائه کنید، اما دقت داشته باشید که هدف گزارش حفظ شغلتان نیست. تعیین اینکه چرا کارفرما به گزارش‌های هفتگی نیاز دارد، به شما کمک می‌کند تا تصمیم بگیرید که دقیقاً چه اطلاعاتی باید در گزارش ذکر کنید و کدام آیتم‌ها از همه مهم‌تر هستند.

  • به‌طور معمول گزارش شما قرار است اطلاعات مدیران در مورد وضعیت پروژه‌ها را به‌روزرسانی کند و یا به آن‌ها در تصمیم‌گیری کمک نماید.
  • برای مثال، اگر شما مدیر فروشگاه خرده‌فروشی هستید، ممکن است لازم باشد گزارش‌های هفتگی ارائه دهید که فروش هفتگی شرکت را خلاصه می‌کنند. کارفرما از این گزارش برای ارزیابی عملکرد، قیمت‌ها و سفارش‌ها برای فروشگاه استفاده می‌کند.
  • اگر شما گزارش‌های هفتگی برای یک پروژه آموزشی یا تحقیقاتی ارائه می‌کنید، هدف این است که میزان پیشرفت در کار را به کارفرما یا مربی خود نشان دهید و هر گونه موفقیت یا کشفیات مهم را به اشتراک بگذارید.

۲- تعیین کنید که چه کسی گزارش شما را خواهد خواند. شناسایی مخاطب برای تهیه گزارش بسیار مهم است. بدون دانستن اینکه چه کسی و چرا گزارش را خواهد خواند، هیچ راهی برای شناخت اطلاعات مهم‌تر و اولویت‌بندی اطلاعات هنگام درج در گزارش وجود ندارد.

  • شناخت مخاطبین به شما کمک می‌کند تا بدانید که چگونه گزارش را بنویسید و چه نوع زبانی استفاده کنید. برای مثال، اگر مخاطبین یک گروه از کودکان پنج‌ساله باشند، زبان گزارش با زمانی که بخواهید برای مدیران یک شرکت بزرگ بنویسید، کاملاً متفاوت خواهد بود.
  • با اطلاع اط آنچه که مخاطب از قبل می‌داند و داده‌هایی که نویسنده برای توضیح عمیق‌تر یا فراهم کردن منابع اضافی نیاز دارد، می‌توانید ایده بهتری به دست آورید. به ‌عنوان مثال، اگر یک گزارش هفتگی درباره یک مسئله حقوقی می‌نویسید که توسط گروهی از وکلا خوانده خواهد شد، نیازی به ارائه خلاصه عمیقی از قانون ندارید. با این‌ حال، اگر بخواهید درباره این موضوع برای مدیران اجرایی و یا مدیران بدون پیش‌زمینه اطلاعات قانونی مطالبی بنویسید، نوشتن خلاصه‌ای از قانون مورد نیاز خواهد بود.
  • اگر گزارش در رابطه با دوره کارآموزی، پروژه تحقیقاتی، یا سایر فعالیت‌های مدرسه است، به خاطر داشته باشید که مخاطب شما استاد یا مربی نیست، حتی اگر قرار باشد که گزارش را به آن‌ها برگردانید. برای پیدا کردن مخاطب خود در این زمینه، بر روی ماهیت پروژه‌ به‌طور کامل تمرکز کنید.

۳- نکات اصلی گزارش را دسته‌بندی کنید. در حالی ‌که باید گزارش خود را تا جایی که ممکن است مختصر نگه‌ دارید، اما هنوز هم ممکن است که مخاطبین شما گزارش را به‌طور کامل نخوانند. با اطلاع از این موضوع، باید مهم‌ترین اطلاعات را در ابتدای گزارش قرار دهید.

  • به‌عنوان مثال، اگر هدف گزارش شما مقایسه و مطابقت سه نوع مختلف از تجهیزات باشد و توصیه کنید که به نظر شما بهترین گزینه برای استفاده کدام شرکت خواهد بود، ابتدا باید توصیه خود را ذکر کرده و سپس دلیل آن را توضیح دهید.
  • به‌طور کلی، صفحه اول گزارش باید شامل خلاصه‌ای از نتایج، توصیه‌ها و یا نتیجه‌گیری باشد. از بقیه گزارش برای کاوش عمیق‌تر استفاده کنید و خوانندگان اگر احساس نیاز یا تمایل به گسترش درک خود از یافته‌های شما را داشته باشند، ادامه مقاله را مطالعه خواهند نمود.

۴- از سرنوشت معمول گزارش خود آگاه باشید. در اغلب موارد، گزارش‌های هفتگی به دلایل مشخصی ثبت می‌شوند و بر اساس این دلایل بایگانی می‌شوند. در یک گزارش هفتگی اغلب مخاطب کل متن گزارش را مطالعه نمی‌کند و شما هم نباید چنین انتظاری داشته باشید.

  • با این‌ حال، از این حقیقت به‌عنوان بهانه‌ای برای دور زدن مسیر نوشتن گزارش یا تحویل کار نامنظم و با کیفیت ضعیف استفاده نکنید. گزارش باید بازتابی از شخصیت شما و اخلاق کاری‌تان باشد. یک گزارش نامنظم احتمالاً مورد توجه قرار خواهد گرفت و این پیام را منتقل می‌کند که «می‌دانستم که شما در واقع قصد خواندن آن را نداشتید». هیچ  بهانه‌ای برای یک نتیجه کاری بی کیفیت وجود ندارد.
  • اگر می‌خواهید گزارش به‌طور کامل باکیفیت بالا و به‌خوبی نوشته شود، بر روی بخش‌هایی از گزارش که مخاطبین به احتمال زیاد مطالعه می‌کنند، تمرکز کنید. بخش‌های مورد علاقه مخاطبین معمولاً خلاصه اجرایی و نتایج یا توصیه‌ها هستند. این‌ بخش‌ها باید بدون ‌عیب و نقص نوشته شوند.
  • به خاطر داشته باشید که کارفرما اغلب نمی‌تواند گزارش را بخواند زیرا توجهی به این کار ندارند یا چندان برای آنها مهم نیست. افرادی که رتبه بالای مدیریتی یا سمت‌های اجرایی دارند، بسیار پر مشغله هستند و در جمع‌آوری اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری مؤثر، ماهر هستند. این افراد کل گزارش را نخواهند خواند، مگر اینکه مجبور باشند، اما برای مواقعی در آینده که بخواهند دوباره به آن نگاه کنند و اطلاعات کسب نمایند، این سند را نگهداری خواهند کرد.

بخش دوم: قالب‌بندی گزارش

۱- قالب نمونه گزارش پیدا کنید.

بسیاری از شرکت‌ها فرمت استاندارد برای گزارش‌های هفتگی خود دارند و مدیران ممکن است به گرفتن اطلاعات خود از طریق یک قالب خاص عادت داشته باشند. استفاده از قالب متفاوت می‌تواند باعث ناامیدی و سردرگمی آنها شود.

  • به کار بردن این فرمت‌ها مخصوصاً برای گزارش‌های فروش مهم هستند. مدیران عادت دارند که به یک گزارش نگاه کنند و بفهمند که در کجای صفحه یک شکل خاص یا بخشی از اطلاعات وجود خواهد داشت. اگر از فرمت متفاوتی استفاده کنید، گزارش شما عملاً برای آن‌ها بی‌فایده خواهد بود، زیرا در واقع مدیران مجبور خواهند شد که گزارش را به طور کامل بخوانند تا اطلاعات مورد نظرشان را پیدا کنند.
  • با دستیاران اداری صحبت کنید و ببینید که آیا یک الگویی وجود دارد که ‌بتوانید برای قالب‌بندی از آن استفاده کنید، بنابراین لازم نیست قالب را از ابتدا در برنامه پردازش کلمه ایجاد کنید. بسیاری از شرکت‌ها یک قالب سندی با تنظیمات صحیح شامل حاشیه‌ها، جداول، سبک‌های پاراگراف و فونت‌ها دارند.

۲- روش تحویل گزارش را در نظر بگیرید.

اگر شما یک سند کاغذی را چاپ می‌کنید یا مدرکی را به‌صورت دیجیتالی به‌عنوان یک پیوست ارائه می‌دهید، احتمالاً می‌خواهید گزارش دارای قالب خاصی باشد و نه اینکه به‌سادگی در بدنه یک ایمیل قرار داده شود.

  • برای مثال، اگر گزارش خود را به‌صورت پیوست به یک ایمیل ارسال می‌کنید، باید خلاصه اجرایی خود را در بدنه ایمیل بگنجانید. به ‌این ‌ترتیب خواننده‌ نیازی به باز کردن فایل پیوست برای فهمیدن مفهوم کلی گزارش ندارد.
  • اگر گزارش کاغذی ارائه می‌کنید، احتمال بیشتری وجود دارد که گزارش کاور یا صفحه عنوان داشته باشید تا به این ترتیب، گزارش به‌درستی شناسایی و ثبت شود.
  • صرف‌نظر از نحوه گزارش، اطمینان حاصل کنید که نام شما در تمام صفحات گنجانده شده‌ است و تمام صفحات شماره‌گذاری شده‌اند. صفحات را می‌توان به‌راحتی از هم جدا کرد و افراد باید بتوانند در یک نگاه دریابند که آیا کل گزارش در آنجا وجود دارد یا خیر و این گزارش را چه کسی نوشته است.
  • شما می‌توانید به‌راحتی اطلاعات مورد نیاز را در سرعنوان هر صفحه وارد کنید. به ‌عنوان مثال، سرعنوان  شما ممکن است به صورت «گزارش فروش سالیانه هفته ۳۲، صفحه ۳ از ۷ خوانده شود» باشد.

۳- یک خلاصه اجرایی داشته باشید.

خلاصه اجرایی، توضیح مختصری از کل گزارش است. این خلاصه معمولاً شامل تنها یک یا دو پاراگراف با چند جمله برای هر بخش از گزارش است. ایده کلی این است که یک مدیر می‌تواند این خلاصه را بخواند و اگر موارد ذکر شده در این خلاصه گزارش مطابق با انتظارات اصلی مدیران در رابطه با موضوع مورد گزارش باشند، آن‌ها می‌توانند بدون نیاز به خواندن بیشتر اقدام به عمل نماید.

  • برای خلاصه اجرایی، استفاده از زبان واضح و مختصر که برای خواندن آسان باشد، خیلی مهم است. از کاربرد جملات نامفهوم یا اصطلاحات هنری که به هر گونه توضیحی نیاز دارند، اجتناب کنید، حتی اگر بدانید که مخاطبین شما به‌خوبی از این اصطلاحات آگاهی دارند.
  • پس ‌از اینکه تمام بخش‌های دیگر گزارش خود را کامل کردید، خلاصه اجرایی را در آخر بنویسید. در کل، شما نمی‌توانید چیزی را خلاصه کنید که هنوز نوشته نشده است. حتی اگر طرح کلی دقیقی داشته باشید که از آن برای نوشتن گزارش خود برنامه‌ریزی می‌کنید، همه‌چیز می‌تواند در طول نوشتن تغییر کند.

۴- پاراگراف‌ها و بخش‌های خود را ساختاربندی کنید.

زمانی که قالب مورد نظر برای ارائه گزارش را تهیه کردید، طرح کلی بخش‌های گزارش را به نحوی پیش‌نویس کنید که با هدف گزارش سازگار باشد.

  • طرح کلی‌ را بررسی کنید تا مطمئن شوید که گزارش به‌طور منطقی از یک بخش به بخش بعدی جریان می‌یابد و اطمینان حاصل کنید که برای مخاطبین خاصی که برای گزارش شناسایی کرده‌اید، مناسب است.
  • گزارش شما معمولاً شامل یک خلاصه اجرایی، معرفی، نتیجه‌گیری و توصیه‌ها، یافته‌ها و مباحثات و فهرستی از مراجع است؛ همچنین ممکن است شامل پیوست‌هایی از اطلاعات مربوطه و جدولی از محتویات برای گزارش‌های طولانی‌تر باشد، اما گزارش‌های هفتگی معمولاً آن‌قدر مفصل نخواهد بود.
  • هر بخش از گزارش شما با یک موضوع واحد سروکار دارد. در این بخش، هر پاراگراف یک ایده واحد را مورد بحث قرار می‌دهد. برای مثال، اگر یک بخش در گزارش فروش هفتگی خود با عنوان «مارک‌های معروف بچه‌ها» دارید، می‌توانید یک پاراگراف جداگانه برای هر مارک داشته باشید. اگر شما لباس‌های دخترها و پسرها را تقسیم می‌کنید، ممکن است زیر بخش‌هایی با عنوان‌های فرعی مناسب برای هر مارک داشته باشید، سپس در یک پاراگراف پوشاک پسرها برای آن مارک و در پاراگراف دیگر در مورد پوشاک دخترها را صحبت کنید.

۵- در صورت لزوم یک صفحه عنوان و یا صفحه کاور ایجاد کنید.

گزارش‌های کوتاه‌ ممکن است به یک صفحه عنوان جداگانه نیاز نداشته باشند، اما گزارش‌های طولانی‌ باید یک صفحه جدا داشته باشند که شما را به‌عنوان نویسنده گزارش معرفی کرده و به‌طور خلاصه هدف گزارش را توضیح دهد.

  • صفحه عنوان با خلاصه اجرایی متفاوت است و اساساً شامل اطلاعات لازم برای اهداف اجرایی است، بنابراین گزارش می‌تواند به‌درستی تنظیم شود.
  • ممکن است کارفرمای شما یک برگه کاور خاص داشته باشد که برای گزارش‌های هفتگی لازم است. در این مورد، دقت کنید که از قالب انتخابی استفاده کنید.
  • صفحه عنوان باید شامل عنوان یا شرح گزارش، مانند »گزارش فروش هفتگی«، نام نویسنده و نام هر شرکت ‌کننده دیگر در این گزارش، نام شرکت و تاریخ تکمیل یا ارسال گزارش باشد.

بخش سوم: استفاده مناسب از قابلیت‌های زبان

۱- عنوان‌ها و زیرعنوان‌های مؤثر ایجاد کنید.

عناوین و زیرعنوان‌ها به خواننده اجازه می‌دهد تا به‌سرعت بخش‌های خاصی از گزارش که مورد نیاز آنها است یا می‌خواهند برای کسب اطلاعات پس‌زمینه‌ای بیشتر درباره نتایج یا توصیه‌های ذکر شده در گزارش مطالعه نمایند را به‌راحتی پیدا کنند.

  • دقت کنید که عنوان‌ها و زیرعنوان‌ها محتوای آن بخش یا زیربخش را به طور مستقیم و دقیق توصیف کنند.
  • به عنوان مثال، اگر شما در حال تهیه پیش‌نویس یک گزارش فروش هفتگی هستید، ممکن است بخش‌هایی درباره «ترندها در لباس‌های زنان»، «ترندها در لباس مردانه» و «مارک‌های محبوب کودکان» را شامل شود. در این بخش‌ها، ممکن است زیرعنوان‌هایی برای برجسته کردن ترندهای خاص یا مارک‌های مشهور داشته باشید.
  • از ساختار گرامری یکسان برای تمام عناوین استفاده کنید تا گزارش شما منطقی و سازگار باشد. به عنوان مثال، اگر اولین تیتر شما »ایجاد یک ترند در لباس مردانه» باشد، دومین عنوان شما باید «هدایت گروه طراحی در لباس‌های زنان» باشد و نه چیزی شبیه به «ارقام فروش زنان».

۲- جملات واضح و ساده بنویسید.

نوشته را با جملاتی که در استاندارد »فاعل– مفعول- فعل» سازمان‌دهی شده‌اند، برجسته کنید، وضوح تفکر و اطمینان را در پیشنهادها و یا نتایج خود نشان دهید.

  • پس ‌از این که گزارش خود را تهیه کردید، یک دفعه کل گزارش را بخوانید و تمام کلام‌های غیرضروری را حذف کنید. کاری که هر جمله بیانگر آن است را مشخص نمایید و فاعل را در کنار فعل آن کار قرار دهید. روی هر جمله فکر کنید و به خود بگویید که «چه کسی، چه کاری را انجام می‌دهد».
  • عبارت‌های زائد و نامفهوم را حذف کنید.
  • ممکن است فکر کنید که این سبک نگارش خسته‌ کننده به نظر می‌رسد، اما هدف گزارش هفتگی‌ سرگرم شدن نویسنده نیست. این سبک به طور مؤثر نکات را بیان می‌کند و اطلاعات را به خوانندگان منتقل می‌کند.

۳- نوشته خود را بی‌طرف و بدون تعصب نگه ‌دارید.

اگرچه ممکن است توصیه‌هایی انجام دهید، اما این توصیه‌ها باید بر اساس شواهد واقعی نه عقاید و یا احساسات  شخصی نویسنده باشند. خوانندگان را با حقایق قوی و نوشته‌های واضح قانع کنید.

  • از صفات و دیگر کلمات و عبارات پر باری که دلالت بر مفاهیم مثبت یا منفی دارند، اجتناب کنید و به‌جای آن بر دلایل واقعی تمرکز کنید.
  • برای مثال، فرض کنید در گزارش فروش هفتگی‌تان تبلیغی برای یکی از شریک‌های فروش خود  پیشنهاد می‌کنید. آن پیشنهاد را با حقایقی که شایستگی آن کارمند را نشان می‌دهند، پشتیبانی کنید. برای نمونه جمله «آزاده با وجود اینکه تنها ۱۵ ساعت در هفته کار می‌کند، همیشه بالاترین فروش را در فروشگاه ما دارد» از «آزاده با وجود اینکه تنها ۱۵ ساعت در هفته کار می‌کند، شایسته‌ترین فرد در بین کارکنان من است و با وجود اینکه او مجبور است ساعات کاری خود را محدود کند تا از مادر بیمارش مراقبت کند، همیشه کارهای اضافی انجام می‌دهد» بهتر  است.

۴- از افعال قوی استفاده کنید.

وقتی شما در حال نوشتن هستید، یک کلمه دارید که به خواننده‌تان می‌گوید چه چیزی در جمله در حال وقوع است. از افعال کوتاه و قوی استفاده کنید که به طور واضح این عمل را توصیف می‌کنند.

  • افعالی ساده را امتحان کنید. به عنوان مثال، کلمه «استفاده» از «کاربرد» بهتر است.
  • افعالی که عمل «فکر کردن» را توصیف می‌کنند، مانند فکر کردن، دانستن، درک کردن، باور کردن، گاهی ضروری هستند، اما به طور کلی نسبت به افعالی که یک عمل را توصیف می‌کنند، ضعیف‌تر هستند. شما ممکن است مجبور باشید در بیانیه خود کاوش کنید و آن را باز کرده و برای خود تشریح نمایید تا بتوانید بر اساس آن یک جمله در رابطه با اقدامی که برای عملی کردن آن بیانیه کمک کننده است را در گزارش جای دهید. برای مثال، فرض کنید که می‌نویسید: «من معتقدم که فروش ما در ماه‌های آینده افزایش خواهد یافت». این جمله را باز کنید و بفهمید که چرا این باور را دارید. سپس می‌توانید یک جمله قابل اقدام مانند «بر اساس اطلاعات فروش در سال‌های گذشته، فروش در طول فصل تعطیلات افزایش می‌یابد. من پیش‌بینی می‌کنم که فروش در ماه‌های اسفند و فروردین افزایش پیدا خواهد کرد» را بنویسید.
  • در ادامه، گزارش را مرور کرده و سعی کنید حروف اضافه را حذف و کلمات را با افعال قوی‌تر جایگزین کنید.

۵- از بیان جملات مجهول دوری کنید.

هنگامی‌که شما با بیان مجهول می‌نویسید، در واقع بر فاعل عمل تأکید نداشته و بر مفعول آن اقدام تأکید دارید. در برخی شرایط این امر برای دلایل سیاسی یا دیپلماتیک لازم است، اما اغلب اوقات نوشته‌ها را آشفته و گیج‌کننده می‌کند.

  • بیان معلوم به کسانی که آن عمل ذکر شده در گزارش را تکمیل کرده‌اند، اعتبار می‌دهد و به خوانندگان این گزارش نشان می‌دهد که چه کسی مسئول این اقدام است. برای درک اینکه چرا این موضوع مهم است، تصور کنید که شما مقاله‌ای در مورد یک آتش‌سوزی مخرب می‌خوانید که می‌گوید: «خوشبختانه، همه بچه‌ها نجات یافتند.». شناسایی شخص یا اشخاصی که آن بچه‌ها را نجات دادند، مهم است. اگر این جمله خوانده شود، «معلم وارد کلاس شد و همه کودکان را نجات داد»، حالا شما می‌دانید که چه کسی سزاوار اعتبار برای قهرمان بودن در آن شرایط است.
  • هم‌چنین بیان معلوم برای مالکیت اقداماتی که ممکن است عواقب منفی داشته باشد، مهم است. اگر شما در گزارشتان بنویسید: «اشتباهات انجام شدند»، کارفرمای شما می‌خواهد بداند که چه کسی این اشتباهات را مرتکب شده است تا بتوانند به طور مناسب افراد مستعد خطا را مدیریت کنند. اگر نویسنده در نوشتن گزارش اشتباه کند، پذیرفتن مالکیت آن اشتباهات و قبول مسئولیت برای مدت زمان زیادی ادامه خواهد داشت.
  • برای تعیین و حذف بیان مجهول در نوشته‌های خود، عمل را در جمله شناسایی کرده و بفهمید چه کسی این کار را انجام داده است، سپس شخص انجام دهنده عمل را در ابتدا جمله قرار دهید.

۶- اطلاعات را با عناصر بصری انتقال دهید.

نمودارها و شکل‌ها و عناصر گرافیکی برای خواندن و دنبال کردن بسیار راحت‌تر هستند از پاراگرافی که اطلاعات مشابه را ارائه می‌دهد، به‌خصوص اگر اطلاعاتی که شما باید انتقال دهید، بسیار سنگین باشند.

  • یک عنصر دیداری صحیح را انتخاب کنید تا اطلاعات را‌ به شیوه‌ای به خواننده منتقل کنید که برای آن‌ها مفید باشند و هدف گزارش را نشان دهند.
  • برای مثال، ممکن است شما یک نمودار خطی برای نشان دادن روند رو به بالا در فروش کت‌های پشمی انتخاب کنید. این نمایش برای نشان دادن آن رشد در مقایسه با جدولی شامل تعداد فروش کت‌های پشمی در هر ماه بسیار مؤثرتر خواهد بود زیرا خواننده باید به همه اعداد نگاه کند، آن‌ها را با هم مقایسه کند و تشخیص دهد که آن‌ها در حال افزایش‌ هستند. تمام این کارها را می‌توان با یک نگاه ساده به یک نمودار خطی انجام داد.
  • به خاطر داشته باشید که چشم به عناصر بصری دقت می‌کند. دقت کنید که این آیتم‌ها مرتب و تمیز باشند و به‌خوبی در صفحه قرار داده شوند. تنها در صورتی می‌توانید عناصر بصری را در نظر بگیرید که برای پیشنهادها و یا نتایج شما ضروری باشند.

۷- اصطلاحات مخصوص یک صنف را حذف کنید.

هر صنعت یا رشته تحصیلی واژه‌های خاصی دارد که گریزناپذیر به نظر می‌رسند، همچنین واژه‌هایی که بر اساس کتاب‌ها و مقالات مشهور مد روز هستند. این اصطلاحات گاهی اوقات می‌توانند مفید باشند اما به‌طورمعمول هیچ ارزشی ندارند و نمی‌توانند پیام شما را به طور مؤثر منتقل نمایند.

  • اصطلاحات ویژه یک صنف ممکن است برای نوشتن یک لیست از واژه‌های رایج در صنعت مفید باشد، بنابراین آنها را بیش ‌از حد در گزارش‌های خود به‌کار نبرید. زمانی که گزارش شما کامل شد، می‌توانید به‌سادگی متن را برای یافتن آن کلمات جستجو کنید و در صورت نیاز آن‌ها را با کلمات مناسب‌تر تعویض کنید.
  • به خاطر داشته باشید که استفاده بیش ‌از حد از واژه‌های مد روز به خواننده‌ نشان نمی‌دهد که شما دانش کافی در مورد رشته خاص خود دارید، در حقیقت کاملاً برعکس است. هیئت‌مدیره و مدیران معمولاً مسن‌تر هستند و تاکنون صدها مورد از این واژه‌هایی که آمدند و رفتند را دیده‌اند. اگر این اصطلاحات را بیش ‌از حد استفاده کنید، آن‌ها تصور خواهند کرد که شما تنبل هستید.

۸- با احتیاط غلط‌گیری کنید.

اگر گزارش شما پر از اشتباهات تایپی و گرامری باشد، این کار برای خواننده‌تان گیج‌ کننده خواهد بود و ضعف شما را نشان می‌دهد. گزارش خود را به‌خوبی قبل از موعد آن تهیه کنید؛ بنابراین زمان زیادی دارید تا مطمئن شوید که گزارش به‌درستی غلط‌گیری شده است.

  • یک غلط‌یاب گرامر و املا مانند برنامه ویراستیار را در برنامه پردازش واژه خود اجرا کنید، اما به طور کامل بر روی آن‌ها تکیه نکنید. این برنامه‌ها اشتباهات زیادی را نادیده می‌گیرند، به‌خصوص اشتباهات تایپی در کلماتی که واژه مشابه کلمه اشتباه نیز وجود دارد.
  • خواندن گزارش با صدای بلند یک راه خوب دیگر برای گرفتن اشتباهات و ویرایش سبک است. اگر زمانی که یک جمله یا پاراگراف خاص را می‌خوانید، متوجه شوید که خواندن بخشی از گزارش شما مشکل است، مخاطبین نیز به طور ذهنی دچار لغزش خواهند شد. بر روی قسمت‌های پر اشکال دوباره کار کنید تا روان‌تر شوند.

منبع: چطورپدیا

  • viator baran4
  • ۰
  • ۰

چطور از شر بدهی خلاص برای همیشه شویم؟

چطور از شر بدهی خلاص برای همیشه شویم؟

گام اول: شناسایی تمام قرض‌ها

اولین مرحله از پرداخت قرض‌ها، دانستن میزان کل بدهی است. وقتی‌که همه‌چیز را به‌صورت مکتوب در مقابل خود دارید، ایجاد یک برنامه عملی آسان‌تر خواهد بود. با توجه به میزان بدهی‌های شما این کار همچنین می‌تواند به شما نشان دهد که وضعیت از آن‌چیزی که فکر ‌می‌کردید، بهتر است. به ترتیبی که در زیر آمده، می‌توانید قرض‌های خود را شناسایی کنید.

۱- بدهی خود را بپذیرید

قبل از شروع به شناسایی بدهی‌ها، برای پردازش این موضوع لحظه‌ای درنگ کنید و بیندیشید که شما بدهکار هستید، ولی می‌خواهید که از این وضعیت رها شوید. اشتباهات گذشته، پرداخت‌های عقب ‌افتاده و خرج‌های زیادی را فراموش کنید و خود را ببخشید.

۲- ‌یک صفحه پیگیری بدهی بسازید

واقعاً عجیب است که چه تعداد کمی از افراد برای دانستن مقدار دقیق قرض‌های خود یک صفحه مکتوب می‌سازند. به‌احتمال ‌زیاد، این قضیه ازاینجا نشأت می‌گیرد که افراد نمی‌خواهند گناه مقروض بودن را بپذیرند؛ اما اگر این مسئله را نادیده بگیریم، رهایی از قرض تقریباً ناممکن می‌شود. یک صفحه اکسل مایکروسافت یا گوگل باز کنید و لیست تمامی قرض‌های خود را بنویسید. ابتدا با نام شخص حقیقی یا حقوقی که به آن بدهکار هستید، شروع کنید. نرخ بهره، مجموع تعرفه، طول مدت وام (در صورت وجود) و حداقل مبلغ قابل پرداخت برای هر قسط را بنویسید. این موارد شامل وام‌های دانشجویی، قرض از دیگران و هر ‌گونه بدهی دیگری هم می‌شود.

۳- مبلغ کل قرض‌هایتان را حساب کنید

پس از ایجاد صفحه بدهکاری و برداشتن قدم‌های لازم برای تکمیل آن، حالا مبلغ کل قرض‌های خود را حساب کنید. ‌انجام این کار بسیار مهم است چراکه در این صورت یک نقطه شروع و یک هدف واضح خواهید داشت که برای رسیدن به آن باید تلاش کنید.

گام دوم: اولویت‌بندی بدهی‌های

تمام بدهی‌ها مشابه و یکسان نیستند. این نکته بسیار مهم است که بدانیم انواع مختلفی از بدهی‌ها وجود دارد. بدهی‌های خوب و بد.

بدهی‌های بد و بدهی‌های خوب را بشناسید

پرداخت برای اقلامی که می‌خواهید، به‌جای مواردی که همیشه نیاز دارید را بدهی‌ بد گویند. البته ممکن است گاهی شرایط اضطراری باعث تمام شدن سرمایه شما گردد، با ‌این ‌حال اکثر مواقع خرج‌های اضافی یا به‌اصطلاح ولخرجی است که باعث چنین اتفاقی می‌شود. بدهی‌هایی مانند وام‌های با سود بالا را بدهی‌های بد خوانده می‌شوند. اغلب سود وام‌های بانکی در ایران بین ۱۰% تا ۲۸% است. بدهی خوب به‌عنوان نوعی سرمایه‌گذاری برای آینده محسوب می‌شود. سه نوع رایج ازاین‌گونه بدهی‌ها شامل: وام دانشجویی، وام بانکی کار آفرینی با سود کم و وام تجاری است.

 کمترین نرخ بهره را پیدا کنید

گام سوم: کمترین نرخ بهره را پیدا کنید

هرچه نرخ بهره بیشتر باشد، بازپرداخت اقساط و خارج شدن از زیر بدهی سخت‌تر و طولانی‌تر خواهد بود. در صورت امکان بهتر است که وام‌ها و تسهیلات اعتباری با نرخ بهره پایین انتخاب کنید تا سریع‌تر از بدهی‌ها رها شوید. بدین منظور در زیر راهنمایی‌هایی آورده شده است:

امتیاز اعتباری خود را بالا نگه‌ دارید

امتیاز اعتباری و وضعیت حساب شما برای گرفتن وام جدید با بهره پایین تأثیر بسیار زیادی دارد. در صورت پایین بودن امتیاز اعتباری، برای گرفتن وام با بهره پایین شانس بسیار کمی خواهید داشت. برای بالا نگه ‌داشتن امتیاز اعتبار حساب خود از این راهکارها استفاده کنید:

  • بازپرداخت‌ها را عقب نیندازید.
  • هیچ‌گاه بیش از ۳۰% از اعتبار خود را مصرف نکنید.
  • به دنبال وام‌های سنگین و طولانی‌مدت نباشید.
  • به‌طور مستمر وضعیت امتیاز حساب خود را رصد کنید.

گام چهارم: تصمیم بگیرید کدام بدهی را اول بپردازید

با شناخت انواع مختلف بدهی و نرخ بهره، اکنون می‌توانید پرداخت بدهی را آغاز کنید. با صرف‌نظر از اینکه این بدهی مربوط‌‌ به وام مسکن یا وام‌های با سود بالا است، در ابتدا تمرکز خود را بر پرداخت بدهی بد بگذارید. سعی کنید ابتدا بدهی را بپردازید که نرخ بهره بیشتری دارد. اگر چند وام با نرخ بهره متفاوت دارید، با وامی که نرخ سود سالانه بالاتری دارد، شروع کنید. شما در ‌واقع با حذف وامی که نرخ سود بالایی دارد، می‌توانید پول بیشتری پس‌انداز کنید.

۱- نرخ بهره خود را پایین آورید.

اگر اعتبار خوبی دارید، از سود پول ذخیره شده در بانک برای پرداخت بخشی از اقساط استفاده کنید. این روشی عالی برای کاهش هزینه‌های بهره است و هر ماه پول شما را پس‌انداز خواهد کرد.

۲- ابتدا وام‌های با سود بالای خود را تسویه کنید.

اگر نمی‌توانید نرخ بهره را در برخی از وام‌های با سود بالا پایین بیاورید، پس اول وام با سود بالا را پرداخت کنید. به این ترتیب، شما هزینه کلی سود خود را با کاهش تراز این وام‌ها کم خواهید داد.

۳- در صورت امکان بیشتر از حداقل میزان قسط بپردازید

پرداخت کمترین نرخ باعث می‌‌شود نرخ سود، پرداخت‌های شما را خنثی کند، با این کار به‌نوعی خود را در چاهی می‌اندازید که خارج شدن از آن بسیار سخت خواهد بود. پرداخت حتی یک مقدار ناچیز بیشتر از کمترین نرخ سود به شما کمک می‌کند که بدهی خود را سریع‌تر بپردازید.

۴- وام جایگزین با نرخ سود کمتر پیدا کنید. در صورتی که بتوانید یک وام با نرخ بهره کمتر پیدا کنید و بدهی‌های خود را پرداخت نمایید، در پرداخت کل بدهی‌ها صرفه‌جویی خواهید داشت؛ همچنین خواهید دید که مدیریت یک پرداخت در هر ماه از  تعداد پرداخت‌های زیاد آسان‌تر است. دقت داشته باشید که استفاده از وام جایگزین تنها در صورتی مجاز است که نرخ بهره وام جدید از سود وام‌های قبلی کمتر باشد.

گام پنجم: برای پرداخت سریع بدهی موانع را کنار بزنید

ایجاد یک صفحه پیگیری بدهی، برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی کار ساده‌ای است ولی مقاومت در برابر وسوسه‌ها آسان نیست.

۱- پیگیری بدهی‌ها را به خودتان یادآور شوید

«اگر نمی‌توانید اندازه‌گیری کنید، مدیریت را هم نمی‌توانید انجام دهید». پیتر دراکر

برای اطمینان از اینکه بدهی را به‌سرعت پرداخت کنید، پیگیری بسیار مهم است. همان‌طور که هنگام ورزش‌کردن نتایج را اندازه‌گیری می‌کنید، لازم است که به‌طور مداوم بدهی خود را پیگیری کنید. با یک یادآور هفتگی شروع کنید و با وارد شدن به سیستم اعداد به‌روز‌رسانی شده را وارد می‌کنید. آیا بدهی شما کمتر شده، بیشتر شده یا اعداد مشابه قبل مانده است؟

پیگیری بازپرداخت وام دانشجویی می‌تواند انگیزه شما را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهد. زمانی که می‌بینید مجموع بدهی کاهش ‌یافته است، اعتماد به ‌نفس شما افزایش خواهد یافت. برای خود اهداف هفتگی و ماهیانه تعیین کنید تا با کسب بردهای کوچک به حرکت ادامه دهید.

۲- همه‌چیز را به‌صورت سیستمی ثبت کنید

برای اینکه بتوانید از زیر فشار بدهی خارج شوید، هرماه با ثبت تمام صورت‌حساب‌های خود به‌صورت سیستمی نقش تصمیمات احساسی را کمرنگ کنید.

 ۳- از پیش برنامه‌ریزی کنید

پرداخت بدهی‌ها نیازمند مقداری فداکاری و گذشت است اما با برنامه‌ریزی درست می‌توانید به هدف خود برسید. برای مثال اگر می‌دانید که در چند روز آینده یک میهمانی شام خانوادگی و یا جشن تولد دوستتان را در پیش خواهید داشت، از قبل برای هزینه‌ها برنامه‌ریزی کنید. هرکاری که لازم است انجام دهید، از یک هفته قبل هزینه‌های خود را کاهش دهید، به یک کار جانبی مشغول شوید و یا بعد از شام با آنها ملاقات کنید.

۴- کم‌ هزینه زندگی کنید

تنها راه خلاص شدن از بدهی‌ها این است که در مقابل عادت‌های خود بایستید و مقداری از‌ خود ‌گذشتگی نشان دهید. برای اینکه مطمئن شوید از بدهی خلاص می‌شوید، باید افزایش بدهی‌تان را متوقف کنید. برای صرفه‌جویی در هزینه‌های ماهیانه راه‌هایی پیدا کنید و این پول‌های ذخیره ‌شده را صرف پرداخت بدهی‌های خود کنید. در اینجا به چند راه برای صرفه‌جویی در هزینه‌های ماهیانه اشاره ‌شده است:

  • زندگی با همخانه‌ها را تجربه کنید
  • به‌جای بیرون غذا خوردن برای خود شام و ناهار بپزید.
  • برای رفت‌ و آمد بین محل کار و خانه از وسایل حمل‌ و نقل عمومی یا دوچرخه استفاده کنید.
  • سود قبض خود را با استفاده کارآمدتر از انرژی کاهش دهید. به ‌عنوان مثال، اگر همه شب‌ها در طبقه بالا می‌خوابید، نیازی نیست که در طبقه پایین سیستم تهویه هوا باشد. در مواقعی که از وسایل برقی استفاده نمی‌کنید، آنها را خاموش نمایید.
  • برای صرفه‌جویی در پول خواربار تانجیره‌بندی زیادی در نظر بگیرید.

گام ششم: مشاهده گزینه‌های حرفه‌ای رهایی از بدهی

۱- با یک مشاور صحبت کنید. مشاور با شما کار خواهد کرد تا طرحی را برای حذف تمام قرض‌های خود تهیه کنید و با طلبکاران (اعتباردهندگان) برای کاهش نرخ بهره وام‌هایتان تماس بگیرید.

۲- یک توافق بدهی در نظر بگیرید. اگر بدهی شما کاملاً خارج از کنترل باشد، طلبکاران شما ممکن است متوجه شوند که دریافت میزانی بهتر از هیچی است. در این صورت، آن‌ها ممکن است تمایل داشته باشند که کم‌تر از آنچه که بدهکار هستید، از شما هزینه بپذیرند نه اینکه چیزی دریافت نکنند. در این صورت بدهی شما به ارگان‌هایی که توافق شما را می‌پذیرند، کاملاً حذف خواهد شد. برای این موضوع، شما به کمک مشاور بدهی نیاز خواهید داشت.

۳- برای ورشکستگی پرونده ایجاد کنید. یکی از گزینه‌های غیرجذاب برای خروج از بدهی‌، ایجاد پرونده جهت ورشکستگی است زیرا به‌شدت بر شهرت شما اثر می‌گذارد. بااین‌حال، شما از طلبکاران خود حمایت دریافت خواهید کرد و یک قاضی می‌تواند بدهی شما را به طور کامل از بین ببرد.

  • با یک وکیل ورشکست گی حرفه‌ای در مورد این گزینه مشورت کنید.
  • به خاطرداشته باشیدکه اگر این مسیر را طی کنیدبه مدت۷سال علامت سیاه بر روی گزارش اعتباری خودخواهید داشت.

 گام هفتم: برای همیشه از شر بدهی‌ها‌ رها شوید

برنامه‌ریزی، از بین بردن وسوسه‌ها و اخذ پایین‌ترین نرخ بهره، اولین گام برای از میان بردن بدهی‌ها است اما باید با مدیریت صحیح پول و کسب راه‌هایی جدید درآمد سامانی به زندگی خود ببخشید تا برای همیشه از شر بدهی خلاص شوید.

۱- بودجه‌بندی کنید. اگر در مورد خلاص شدن از بدهی جدی هستید، باید درآمد و هزینه‌های خود را پیگیری کنید تا بتوانید به خودتان نظم و ترتیب دهید و تنها برای هر ماه مشخص چیزهایی که ضروری است خرج کنید.

  • فهرستی از تمام منابع درآمد خود تهیه کنید. هر راهی که پول به دست می‌آورید، از شغلتان ، سرمایه‌گذاری‌ها، درآمد بهره و غیره را در نظر بگیرید. درآمدهای مختلف خود را ماه‌به‌ماه محاسبه کنید.
  • لیست دیگری از هزینه‌های ماهانه خود تهیه کنید. مطمئن شوید که شامل همه چیزهایی است که در هر ماه پرداخت می‌کنید از جمله آب و برق، خواربار، گاز، بیرون غذا خوردن، شهریه و غیره. این هزینه‌ها را از ماه بعد به‌خوبی محاسبه کنید.
  • هزینه‌های ماهانه خود را از درآمد ماهیانه‌تان کم کنید. اگر درآمد بیشتری نسبت به هزینه‌ها داشته باشید (و این باید نمونه باشد)، بقیه درآمد احتیاطی شما است و می‌تواند برای کاهش بدهی یا پس‌انداز مورد استفاده قرار گیرد.
  • هر ماه باید مطمئن شوید که در بودجه خود بمانید. اگر بیش از بودجه خود خرج کنید، پول کمتری برای کاهش بدهی یا پس‌انداز خواهید داشت.

۲- نظارت و تعدیل وضعیت را ادامه دهید

برنامه‌ریزی پایان ماجرا نیست. بازپرداخت بدهی خود را پیگیری کنید و اصلاحات لازم را در صورت نیاز انجام دهید. هرچه امتیاز اعتباری شما بیشتر شود و وضعیت حساب شما در بانک بهتر باشد، احتمال اینکه یک وام کم‌بهره به شما تعلق گیرد بیشتر است.

۳- پول بیشتری به دست آورید

راه‌های زیادی برای صرفه‌جویی و ذخیره پول وجود دارد؛ به‌جای کم کردن هزینه‌ها، پول بیشتری به‌دست آورید. خوب فکر کنید، پیدا کردن راهی برای اضافه کردن یک میلیون تومان به درآمد ماهیانه بسیار آسان‌تر از یافتن راهی برای صرفه‌جویی یک میلیون تومان در بودجه ماهیانه است. در پایین راه‌هایی برای کسب درآمد بیشتر گنجانده شده است:

  • با رئیس خود در مورد حقوق دریافتی و یا نرخ کمیسیون صحبت کنید. اگر از وضعیت خود راضی نیستید و یا به دنبال تغییر هستید، نترسید و سایر موقعیت‌های شغلی را زیر نظر بگیرید.
  • یک کار جانبی را آغاز کنید. این کار می‌تواند مربیگری دانش‌آموزان طی آخر هفته، رانندگی در اسنپ و یا شرکت در تحقیقات و نظرسنجی‌های آنلاین در ازای پول باشد. راه‌های بسیاری برای کسب درآمد خارج از ساعات اداری وجود دارد. حالا که برای پرداخت بدهی‌ها برنامه‌ریزی کرده‌اید، انگیزه لازم برای یافتن راه‌های تازه و خلاقانه برای کسب درآمد بیشتر را دارید.
  • یک کسب‌وکار اینترنتی راه‌اندازی کنید. سایت‌ها و وبلاگ‌های زیادی وجود دارد که از طریق گرفتن تبلیغات و فروش محصولات آنلاین کسب درآمد می‌کنند. بازارهای کار آنلاین بسیاری مثل پونیشا، پارسکدرز و سایت‌های دیگری وجود دارد که می‌توانید با کسب یک مهارت جدید، کار پیدا کنید و در زمان آزاد خود درآمد کسب نمایید.

۳- بردهای خود را جشن بگیرید

وقتی‌که پیشرفت خود در راه پرداخت بدهی را می‌بینید، جشن گرفتن پیروزی‌های کوچک را فراموش نکنید. شما باید همیشه به خاطر این سخت‌کوشی و انضباطی که برای خارج شدن از زیر بدهی‌ها از خود نشان داده‌اید، خودتان را تشویق کنید؛ البته نباید در جشن‌گرفتن زیاده‌روی کنید چراکه همین ممکن است باعث افزایش بدهی شود؛ سعی کنید با پاداش‌های کوچک خود را باانگیزه و متمرکز باقی نگه‌دارید.

۴- برای خود اهداف اقتصادی جدیدی تعیین کنید

درنهایت با برنامه‌ریزی و رعایت نکاتی که ذکر شد، می‌توانید از بدهی‌ها رها شوید. در آن لحظه حتماً این موفقیت بزرگ را جشن بگیرید و سعی کنید این کار خوب خود را در آنجا متوقف نکنید. حالا می‌توانید بر افزایش ثروت و دارایی‌های خود تمرکز کنید. مقاصد اقتصادی جدیدی برای خود تعیین کنید تا هدف تازه‌ای برای حرکت داشته باشید.

اکنون‌که فشار بدهی را حس نمی‌کنید، می‌توانید هر کاری که می‌خواهید انجام دهید. به مناطقی فکر کنید که دوست دارید به آنجاسفر کنید. به خریدن اولین خانه و پس‌انداز برای دوران بازنشستگی بیندیشید. درست مانند قبل، اطمینان حاصل کنید که اهداف شما مشخص، قابل‌سنجش و قابل‌دستیابی است.

نتیجه‌گیری

تبریک. شما اکنون می‌توانید با یک برنامه‌ریزی دقیق بدهی‌های خود را به‌سرعت بپردازید. با این امید که برای همیشه از شر بدهی خلاص شوید. به یاد داشته باشید که رهایی سریع ‌از بدهی همیشه آسان نیست. درست مثل هر هدف بزرگ، فداکاری، چالش‌ها و مشکلاتی وجود دارد که باید بر آنها غلبه کنید.

 

منبع: چطورپدیا

  • viator baran4
  • ۰
  • ۰

چطور یک جلسه مصاحبه‌ شغلی را موفق پشت سر بگذاریم؟

بخش اول: آماده شدن

مصاحبه‌ی شغلی

۱- قبل از مصاحبه در مورد شرکت تحقیق کنید. اگر فرد با اطلاعات قبلی راجع به شرکت و خط مشی کاری آن وارد جلسه مصاحبهشغلی شود، در نهایت تأثیر مثبتی به عنوان یک کاندید از خود به جای خواهد گذاشت. سعی کنید از اهداف شرکت و یا سازمانی که برای درخواست کار به آن مراجعه می‌کنید، مطلع شوید، سبک کاری آن را بفهمید و اطلاعاتی درباره‌ی نحوه‌ی موضع‌گیری شرکت در برابر سایر رقبا کسب کنید.

  • سعی کنید از واژگانی استفاده کنید که در صفحه‌ی وب‌سایت شرکت نمایش داده می‌شود. اگر فردی برای یک سمت خدماتی در یک رستوران «تولید به مصرف» درخواست می‌دهد، باید بداند که این عبارت به چه معناست. اگر برای کار سردبیری یک دفتر مجله‌ی دارویی درخواست می‌دهید، می‌بایست تحقیقات جامعی در زمینه داروها داشته باشید.
  • دانستن نام مصاحبه‌کننده و جزئیاتی درباره‌ی نقش این فرد در شرکت می‌تواند روند مصاحبه را کمی از حالت رسمی خارج کند؛ که اغلب به شکل‌گیری ذهنیت مثبتی در مصاحبه‌کننده می‌انجامد.

۲- سؤالات مشترکی که در همه‌ی مصاحبه‌ها مطرح می‌شود را پیش‌بینی کرده و پاسخ‌های خود را تمرین کنید. سخت‌ترین قسمت مصاحبه، نحوه‌ی پاسخ‌دهی به سوالاتی است که پرسیده می‌شود. مصاحبه‌کننده دوست دارد چه پاسخی بشنود؟ جست‌وجو و تلاش برای پیش‌بینی سؤالات احتمالی به فرد کمک می‌کند که پیش از ارائه‌ی پاسخ‌های خود کمی تمرین کند. سعی کنید جواب‌های صادقانه در عین حال تأثیرگذار ارائه دهید. نمونه‌هایی از سؤالات رایج در جلسات مصاحبه و پاسخ‌های احتمالی به شرح زیر است:

  • درباره این شرکت چقدر اطلاعات دارید؟
  • چرا فکر می‌کنید گزینه‌ی مناسبی برای این شرکت هستید؟
  • چه چیزی برای گروه به ارمغان می‌آورید؟
  • زمانی را توصیف کنید که موفق شده‌اید بر یک چالش کاری غلبه کنید.

۳- در ذهن خود فهرستی از نقاط ضعف و نقاط قوت مناسب آماده کنید. فکر می‌کنید بزرگ‌ترین چالش این کار برای شما چیست؟ بزرگ‌ترین نقاط قوت و ضعف شما چیست؟ این‌ها سؤالات رایجی است که در یک جلسه مصاحبه پرسیده می‌شوند و مطمئناً جلسه مصاحبه زمان مناسبی برای فکر کردن به آن‌ها و یافتن بهترین پاسخ‌های ممکن نخواهد بود. این پرسش‌ها تقریباً در تمام جلسات مصاحبه از فرد پرسیده خواهند شد.

  • گاهی پاسخ‌ خوب و آرمانی به این سؤالات به خودپرستی فرد تعبیر می‌شود. برای ارائه نقاط قوت، جواب «وقتی موضوع، مسئله‌ی کار و برنامه‌ریزی است بسیار منظم و سازمان‌یافته عمل می‌کنم، اما اگر میزم را دیده باشید چنین فکری نخواهید کرد.» این یک پاسخ خوب است. به همین ترتیب، برای نقاط ضعف «دوست دارم مسئولیت‌هایی را به عهده گیرم اما گاهی، وقتی که به کمک نیاز دارم، فراموش می‌کنم از کسی کمک بخواهم» نیز می‌تواند یک پاسخ صادقانه و مؤثر واقع شود.
  • اگر برای یک سمت رهبری درخواست می‌دهید، در طول جلسه‌ی مصاحبه تکیه بر توانایی‌های رهبری و اعتماد به نفس بسیار حائز اهمیت خواهد بود. یک نقطه‌ی قوت خوب می‌تواند این نکته باشد، «من در عرضه‌ی دیدگاه خود به افراد و تهییج آن‌ها به سمت هدف مشترک عملکرد مؤثری دارم» و جمله‌ی زیر به عنوان یک نقطه‌ضعف مناسب قابل بیان است «همواره باید به خود یادآوری کنم که سرعتم را کم کرده و در آن واحد تنها یک پروژه را پیش برانم. گاهی اوقات زیاده‌روی می‌کنم».
  • اگر برای یک موقعیت کاری سطح پایین درخواست می‌دهید، معمولاً مصاحبه‌کننده از شما نمی‌خواهد توانایی‌های رهبری خود را اثبات کنید. در چنین سطحی، این جمله می‌تواند یک نقطه قوت خوب باشد «من دستورات را به خوبی دنبال می‌کنم و همه چیز را به سرعت یاد می‌گیرم. اگر ندانم کاری را چطور انجام دهم اشتیاق شدیدی به یادگیری و پیشرفت در آن حیطه دارم، بنابراین لازم نیست چیزی را دو بار بپرسم.» و یک نقطه ‌ضعف مناسب می‌تواند چنین باشد «شاید همواره بهترین ایده‌پرداز ممکن نباشم؛ اما کمک به اجرای ایده‌های دیگران برایم خوشایند است».

۴- چند پرسش مناسب در ذهن خود آماده کنید. فرد مصاحبه‌کننده معمولاً در اواسط مصاحبه یا پس از اتمام آن از شما می‌خواهد که سؤالات خود را بپرسید. این سؤالات به قدری مهم بوده که ممکن است بسیاری از افرادی که برای اولین بار جلسه‌ مصاحبه را تجربه می‌کنند را از دور خارج کند. سؤال‌های فرد نشان می‌دهد که او چقدر درگیر جریان گفت‌وگو شده است، پس اگر قادر نیستید در لحظه سؤالی طرح کنید از قبل فهرستی از پرسش‌های ممکن را آماده کرده تا در صورت نیاز مطرح کنید. در لیست زیر چند پرسش خوب را مشاهده می‌کنید.

  • چقدر کار کردن در اینجا را دوست دارید؟
  • نیازمندی‌های یک فرد برای موفقیت در این شرکت به چه ترتیب خواهد بود؟
  • بنده با چه کسی بیشتر از بقیه کار خواهم کرد؟
  • عملیات روزانه‌ی شرکت از چه قرار است؟
  • آیا در این شرکت امکان رشد و ترقی وجود دارد؟
  • مزایای حقوقی این کار به چه صورت است؟

۵- از کلیشه‌ها دوری کنید. جلسه‌ی مصاحبه فرصتی است که کارفرما بتواند خود واقعی فرد را بشناسد، نه یک نسخه‌ی توخالی و کلیشه‌ای از فرد که سعی می‌کند تا حد امکان با پاسخ «بله، می‌توانم» موقعیت کاری را به هر قیمتی برنده شود. هدف از مصاحبه چاپلوسی، خودنمایی یا صرف ارائه‌ی پاسخ‌هایی که مصاحبه‌کننده دوست دارد بشنود، نیست؛ بلکه هدف ارائه‌ی پاسخ‌های صریح و صادقانه بدون کوچک‌ترین توهینی به هوشمندی فرد مصاحبه‌کننده است. از بیان جملات تکراری جلسات مصاحبه بپرهیزید، جملاتی چون «تنها ضعف من این است که کمال‌گرا هستم» یا «این شرکت نیاز دارد کسی مانند من آن را بچرخاند».

۶- تمام اسناد و مدارک ضروری را از قبل آماده کنید. بسته به روند مصاحبه، ارائه‌ی یک کپی اضافه از رزومه کاری، تائید نامه، نمونه کار و در صورت امکان یک معرفی‌نامه می‌تواند مفید واقع شود. تمام مدارک را بررسی کنید که خطای املایی و دستوری نداشته باشند. اگر زمان کافی در اختیار دارید، مدارک را به شخص دیگری بسپارید تا هرگونه اشتباه موجود که نسبت به آن غافل بوده‌اید را بررسی کند.

  • آشنایی کامل با مفاد رزومه کاری، رزومه تحصیلی و سایر درخواست‌نامه‌هایی که ارائه می‌شود، بسیار حائز اهمیت است. اگر یادآوری محتویات رزومه برای فرد سخت باشد، این مسئله مشکوک به نظر خواهد رسید؛ بنابراین بهتر است اطمینان حاصل کنید که تمامی نام‌ها، تاریخ‌ها و مسئولیت‌های تشریح شده، کاملاً واضح است.

۷- لباس مناسب به تن کنید. لباسی انتخاب کنید که باعث شود حرفه‌ای به نظر رسیده و احساس اعتماد به نفس کنید، لباسی که با نوع کار درخواستی به خوبی مطابقت داشته باشد.

  • در اغلب موارد، لباس‌های تیره انتخاب مناسبی برای یک جلسه مصاحبه هستند، مگر اینکه شرایط شغل درخواستی، لباسی ساده و راحت ایجاب کند که در چنین موقعیتی شلوار و یک پیراهن رنگی تمیز گزینه‌ی مناسبی خواهد بود.

بخش دوم: موفقیت در مصاحبه

۱- رأس ساعت در محل ملاقات حاضر شوید. هیچ اتفاقی بدتر از تأخیر در یک جلسه مصاحبه نیست. رأس ساعت، آماده‌ی مصاحبه، در محل حضور یابید. اگر با محل برقراری جلسه آشنایی ندارید، یک روز قبل به آن محل رفته تا مطمئن شوید روز مصاحبه راه خود را گم نخواهید کرد. سعی کنید ۱۰ الی ۱۵ دقیقه زودتر از موعد مقرر به محل برسید تا تأخیرهای ناشی از عوامل احتمالی مانند ترافیک و … را در نظر گرفته باشید.

  • در هر حال به خاطر داشته باشید، گرچه حضور در رأس ساعت مقرر بسیار حائز اهمیت است، اما اگر این زود رسیدن از حدی بگذرد تأثیر خوبی در ذهنیت کارفرما نخواهد داشت. اگر به شما گفته‌اند که در یک زمان خاص در آنجا حضور داشته باشید، بدان معنی است که دقیقاً در همان زمان می‌خواهند شما را ببینند، نه ۳۰ دقیقه قبل از آن. اگر می‌خواهید تأثیر خوبی از خود به جای بگذارید، دستورالعمل‌ها را دقیق دنبال کنید.
  • در زمان انتظار، خود را به کاری مشغول کنید. یادداشت بردارید یا شرح شغل و اطلاعات شرکت را مجدداً بررسی کنید. اسناد و مدارک را در دست چپ خود نگاه دارید تا به محض آن که فرد مصاحبه‌کننده برای خوش‌آمد‌گویی بیرون آمد، برای ایستادن و دست دادن با او آماده باشید.

۲- خودتان باشید. افراد در طول جلسات مصاحبه مضطرب شده و تمایل دارند بهترین حالت خود را ارائه دهد. بدون شک شرایط وحشتناکی خواهد بود؛ اما به خاطر داشته باشید که لازم نیست صرف به دست آوردن آن شغل، لباس به تن کرده و نقش بازی کنید. فقط باید خودتان باشید. تمرکز خود را بر حفظ آرامش و گوش دادن درست به مکالمه‌ای که آغاز می‌شود، متوجه کنید. خودتان باشید.

  • مصاحبه‌کننده احتمالاً انتظار اضطراب فرد را خواهد داشت، پس نگران عنوان کردن این مسئله نباشید. گاهی بیان احساس اضطراب آن را رفع کرده و همچنین موجب می‌شود مکالمه‌ی صمیمانه‌تری با فرد مصاحبه‌کننده داشته باشید که خود سبب حفظ ثبات فرد می‌شود. پس از مکالمات کوچک نهراسید.

۳- با اشتیاق به صحبت‌ها گوش کرده و توجه کنید. یکی از بدترین اتفاقاتی که در طول یک جلسه مصاحبه ممکن است رخ دهد، آن است که فرد از مصاحبه‌کننده بخواهد سؤال خود را مجدداً تکرار کند، زیرا حواس وی جای دیگری بوده و به صحبت‌های او توجه نداشته است. به ذهن اجازه ندهید با فکر کردن به چیز‌های دیگر در طول مصاحبه صلاحیت شما را زیر سؤال برد. اکثر مصاحبه‌ها بیش از ۱۵ دقیقه طول نخواهند کشید، قطعاً مصاحبه‌ای نداریم که تا یک ساعت و بیشتر به طول انجامد. بر روند مکالمه‌‌ تمرکز کرده و فعالانه پاسخ دهید.

۴- درست نشسته و پشت خود را صاف نگه دارید. کمی به سمت جلو خم شده و با تنظیم زبان بدن به حالتی گشاده و علاقه‌مند به جریان گفت‌وگو، با اشتیاق به مکالمه گوش فرا دهید. زمانی که خود صحبت می‌کنید و زمانی که فرد مصاحبه‌کننده صحبت می‌کند، در هر دو حال به چشمان او نگاه کنید.

  • یک ترفند خوب برای جلسات مصاحبه خیره شدن به مرز بین دو چشم مصاحبه‌گر است. او به این ترتیب ابداً متوجه نمی‌شود که به چشمانش نگاه نمی‌کنید و همچنین به فرد کمک می‌کند کمی آرامش خود را حفظ کند. این کار را با دوست خود امتحان کنید، نتیجه‌ شما را شگفت‌زده خواهد کرد.

۵- پیش از صحبت، فکر کنید. یکی دیگر از اشتباهات رایج در طول مصاحبه، حرف زدن بیش از حد و سریع است. اصلاً نیاز نیست که فرد تمام سکوت‌‌های ناخوشایند موجود را با حرف زدن‌های بی‌وقفه بشکند؛ به خصوص اگر معمولاً حین صحبت دست‌پاچه می‌شوید، ابداً نیاز به پر کردن این سکوت با حرف‌های طولانی نیست. تکیه داده و گوش کنید. بیش از حد از خود نگویید.

  • وقتی سؤالی از شما می‌پرسند، نیاز نیست فوراً پاسخ دهید. در حقیقت پاسخ فوری این حس را به فرد القاء می‌کند که گویی به قدر کافی به سؤال پیچیده‌ی او فکر نکرده‌اید. آرام‌تر پاسخ داده و بیشتر فکر کنید. مکثی کرده و بگویید «این سؤال خوبی است، اجازه دهید فکر کنم تا جواب خوبی برای آن بیابم.»

۶- نشان دهید که آماده‌ی انجام هر کاری برای آن شغل هستید. پاسخ کلیدی که فرد را به مراحل بعدی سوق می‌دهد، «بله» است. آیا حاضر به شب‌کاری و کار در تعطیلات آخر هفته هستید؟ «بله». اگر چندین مراجعه‌کننده داشته باشید کماکان احساس راحتی می‌کنید؟ «بله». آیا تجربه کار پرفشار داشته‌اید؟ «بله». اکثر مشاغل برای افراد مبتدی آموزش‌هایی در زمینه‌ی مهارت‌هایی که برای انجام عملیات روزمره ضروری هستند، فراهم می‌کند تا پس از دریافت شغل هر چیزی که با آن آشنایی ندارند را یاد بگیرند. به سرعت خود را نبازید. پس از دریافت کار خرسند باشید تا کم کم با جزئیات کار آشنا شوید.

  • درباره چیزی دروغ نگویید. اینکه برای آن موقعیت کاری حاضر به انجام هرکاری باشید، به این معنی نیست که در رابطه با تجربه‌هایی که تاکنون داشته‌اید، بزرگنمایی کرده و یا در ارتباط با موضوعات جزئی دروغ‌هایی بگویید که روز اول کار سبب اخراجتان گردد. اگر تاکنون در طول زندگی خود حتی یک وعده غذا نپخته‌اید، نباید به مدیر آشپزخانه بگویید که یک آشپز فوق‌العاده هستید.

۷- در طول مصاحبه، شخصیت واقعی خود را عرضه کنید. به طور کلی، هدف از مصاحبه تنها شناخت خود شما به عنوان یک فرد است. آن‌ها رزومه، تجربیات و ضروریات لازم را روی کاغذ دارند. آنچه درباره آن اطلاعی ندارند، شما هستید.

  • یک جلسه‌ی مصاحبه برای بازجویی یا بحث نیست؛ بلکه برای مکالمه است. در این مکالمه مشارکت کنید. هنگامی که مصاحبه‌کننده صحبت می‌کند، به حرف‌های او عمیقاً توجه کنید، گوش فرا داده و صادقانه جواب دهید. برخی از افراد هنگامی که می‌بینند مصاحبه‌کننده جلسه را با مجموعه‌ای از سؤال‌های سبک پرسشنامه آغاز نمی‌کند، از دور جلسه خارج می‌شوند.

۸- یادداشت بردارید. همیشه یک قلم و کاغذ در کیف یا سامسونت خود داشته باشید تا در صورت لزوم سریعاً از هر چیز که می‌خواهید، نکته بردارید. همچنین بهتر است یک نسخه‌ی اضافه از اسناد و سوابق خود را به همراه داشته باشید تا در صورت نیاز، به آن‌ها رجوع کنید.

  • نکته‌برداری فرد را منظم و مشتاق به مکالمه جلوه می‌دهد. همچنین به وی کمک می‌کند جزئیات و اسامی مهم که یادآوری آن‌ها در طول مصاحبه یا زمان تماس برای آگاهی از نتیجه مصاحبه مفید است را به خاطر آورد. مراقب باشید که تنها در صورت لزوم نکات مختصری را یادداشت کنید، نوشتن نکات طولانی حواس فرد را از جریان مکالمه پرت می‌کند.

۹- پیگیر باشید. پیشنهاد می‌شود مدت کوتاهی پس از مصاحبه با آن فرد در تماس باشید تا نامتان در خاطر او حفظ شود. اگر به صراحت جواب منفی نگرفته‌اید، برای پیگیری نتیجه‌ی مصاحبه تماس بگیرید. تماس‌های تلفنی معمولاً بی‌پاسخ می‌مانند اما استفاده از ایمیل‌ها و سایر روش‌های ارتباطی ایده خوبی است. از آنجا که بسیاری از شرکت‌ها مراجع زیادی برای پاسخ‌دهی دارند، اطمینان حاصل کنید مرجعی که تماس شما را دریافت می‌کند، آماده‌‌ی گرفتن پیام و تحویل آن به کارفرما است.

  • با یادداشت‌هایی که در طول مصاحبه برداشته‌اید، خلاصه‌ای از جزئیات مهم آن مصاحبه تهیه کرده تا آن جلسه را بار دیگر در ذهن خود زنده کنید. فراموش نکنید که از مصاحبه‌کننده برای فرصتی که در اختیار شما قرار داده تشکر کنید و حتماً ذکر شود که منتظر خبری از جانب شرکت خواهید ماند.

بخش سوم: پرهیز از اشتباهات رایج

۱- با بطری آب به محل مصاحبه نروید. بسیاری از افراد به هر دلیل فکر می‌کنند که بردن یک بطری آب به جلسه‌ی مصاحبه کاری ایده‌ی فوق‌العاده‌ای است. این کار در نظر فرد مصاحبه‌کننده، در بهترین حالت حرکتی غیررسمی و در بدترین حالت بی‌احترامی قلمداد می‌شود. حتی اگر زمان مصاحبه صبح زود بوده یا پیش از شروع آن می‌بایست مدت زیادی منتظر بمانید، کماکان بردن یک بطری آب با خود به محل ملاقات ایده‌ی خوبی نیست.

۲- تلفن همراه خود را خاموش کرده و آن را کنار بگذارید. می‌دانید بزرگ‌ترین اشتباه ممکن در عصر ارتباطات چیست؟ یقیناً استفاده از تلفن همراه در طول جلسه‌ی مصاحبه کاری بزرگ‌ترین اشتباه ممکن خواهد بود! تحت هیچ شرایطی در طول جلسه تلفن همراه خود را در دست نگرفته و به آن نگاه نکنید. تا جایی که به فرد مصاحبه‌کننده مربوط می‌شود، شما می‌بایست همچون انسان غارنشینی بوده که تاکنون نام هیچ‌کدام از برنامه‌های موبایل را نشنیده باشد. در طول مسیر تلفن را خاموش کرده و آن را در اتومبیل خود بگذارید. هیچ‌گاه، تحت هیچ شرایطی اجازه ندهید فرد مصاحبه‌کننده تصور کند که برای شخص شما ارسال یک پیام متنی اولویت بیشتری نسبت به این شغل دارد.

۳- در ارتباط با حقوق کار صحبت نکنید. جلسه‌ی مصاحبه زمان پرسیدن مزایای کار، امکان افزایش حقوق و یا حتی جای مناسبی برای طرح مسئله‌ی مالی نیست. زمانی که درخواستی برای یک شغل مطرح می‌کنید باید نقطه‌ی تمرکز خود را روی مهارت‌ها و صلاحیت‌های خود قرار دهید.

  • گاهی اوقات از فرد می‌خواهند که حقوق پیشنهادی خود را برای آن کار ارائه دهد. بهترین پاسخ ممکن برای این سؤال آن است که حتی مایل هستید با حقوقی پایین‌تر از متوسط حقوق آن موقعیت کاری، خدمت کنید. صریحاً عنوان کنید که نکته‌ی مهم برای شما خود شغل بوده و با حقوق قانونی آن مشکلی نخواهید داشت.

۴- به جلسه‌ی مصاحبه همانند یک گفت‌وگو بنگرید، نه یک جلسه‌ی بازجویی. در جلسه‌ی مصاحبه هرگز حالت دفاعی نداشته باشید، حتی اگر احساس می‌کنید پاسخ‌های درخوری به فرد مصاحبه‌کننده نمی‌دهید. قرار است یک جلسه‌ی مکالمه داشته باشید، بنابراین سعی کنید خوبی‌های افراد را در ذهن مجسم کنید. هیچ‌کس به‌عمد با شما دشمنی و مخالفت ندارد. این موقعیت را به عنوان فرصتی برای اثبات خود در نظر گرفته و به جای حالت تدافعی، توضیحات خوب و مناسبی ارائه کنید.

۵- از رئیس قبلی خود بدگویی نکنید. به طور کلی از هرگونه نظردهی در مورد همکاران قبلی، سرپرستان و یا دیگر سمت‌های کاری شغل قبلی خود اجتناب کنید. حتی اگر برای یک شغل رقابتی درخواست می‌دهید، خود را چون فردی عالی‌رتبه و یا کسی که همکاری با وی دشوار است، نشان ندهید. در چنین موقعیتی گله و شکایت از شغل قبل کار درستی نیست.

  • اگر از شما خواسته شد که دلیل ترک شغل فعلی خود را عنوان کنید، به یک نکته‌ی مثبت اشاره کنید. بگویید «من به دنبال چیزی فراتر از محیط کار کنونی‌ام هستم و دوست دارم شروعی دوباره داشته باشم. به نظر من اینجا یک مکان عالی برای این آغاز دوباره است.».

۶- پیش از مصاحبه از کشیدن سیگار پرهیز کنید. حتی اگر گاهی به شکل تفننی سیگار می‌کشید، قبل از مصاحبه شغلی از کشیدن آن اجتناب کنید. طبق مطالعات اخیر، حدود ۹۰ درصد از کارفرمایان افراد غیر سیگاری را به شرط صلاحیت برابر، به افراد سیگاری ترجیح می‌دهند. درست یا غلط، کشیدن سیگار سبب اضطراب و دست‌پاچگی فرد در طول مصاحبه خواهد شد.

۷– از نشان دادن شخصیت واقعی خود نهراسید. ریچارد برانسون، رئیس میلیاردر ادعا می‌کند که اکثر کارمندان خود را صرف‌نظر از میزان تجارب و تعدد مهارت‌ها، بر اساس شخصیت آن‌ها استخدام می‌کند. هر شغلی متفاوت بوده و با گذر زمان می‌توان جنبه‌های اصلی آن را فرا گرفت. انسان‌ها همواره می‌بایست در عوض تلاش برای عرضه‌ی نسخه‌ی غیرواقعی خود، شخصیت واقعی خود را نشان داده و به آن مجال درخشش دهند.

 

منبع: چطورپدیا

  • viator baran4
  • ۰
  • ۰

چطور در ۲۰ سالگی برنامه‌ریزی مالی داشته باشیم؟

اگر در سن ۲۰ سالگی تمام درآمد فرد صرف هزینه‌های مختلف شود و بیشتر از هر مسئله دیگری بر روی اجاره‌ی پرداختی، صرف شام با دوستان و خرید جفت کفش‌هایی که دعا می‌کرد در فروش فصلی باشند، تمرکز کند، شاید در اینجا دیگر مفهوم پس‌انداز از اولویت‌های ذهن فرد نباشد (هرچند که باید باشد).

مدیر سرمایه‌گذاری جوانان در سرویس خدمات سرمایه‌گذاری می‌گوید: «مهم است که بتوانیم از زندگی امروز و تجربیات سن جوانی لذت ببریم؛ اما لذت امروز نباید ثبات مالی آینده را خدشه‌دار کند». هر کارشناس مالی هر بار با نگاه به ۲۰ سالگی خود، آرزو می‌کند به عقب برگشته و در جوانی به خود نکاتی درباره‌ی ثروت‌اندوزی بیاموزد. او اعتراف می‌کند «ای کاش در اوایل ۲۰ سالگی به قدرت سرمایه‌گذاری و پس‌انداز واقف بودم.»

بسیاری از افراد قربانی دام مرسومی می‌شوند که اغلب جوانان زمانی که پای پول میان است، با دستان خود می‌سازند. به جای استفاده از طرح‌های سرمایه‌گذاری، تصمیم می‌گیرند هر ماه مبلغ کمی پول نقد در حساب بانکی خود نگه دارد. این افراد اغلب از سال‌های اولیه، از این حقیقت که آن پول چقدر می‌تواند به رشد و جمع‌بندی زندگی‌شان منجر شود، به قدر کافی استفاده نمی‌کنند. حال ما با نگاهی فراخ و سال‌ها تجربه، نحوه‌ی ثروت‌اندوزی در سن ۲۰ سالگی را با شما به اشتراک می‌گذاریم. اگر در حال حاضر در اواسط دهه سوم زندگی خود هستید، به نکاتی که کارشناسان مالی برای افزایش میزان پس‌انداز اشاره می‌کنند، توجه کرده و از همین امروز شروع کنید.

واژه‌هایی که باید بدانیم

اگر به طور کلی با مسائل مالی آشنایی ندارید نهراسید. در این قسمت اصطلاحاتی که برای یادگیری سریع مفاهیم این زمینه و توانمندی پای میزهای معامله توصیه شده، ارائه می‌گردد.

بهره‌ی مرکب: «عمل سرمایه‌گذاری هر چقدر زودتر آغاز شود، ممکن است با گذشت زمان، به موجب اثر گوله‌برفی بهره‌ی مرکب، تغییرات بزرگی را موجب شود. لانان، کارشناس اقتصادی توضیح می‌دهد: «این مسئله به این معنا است که فرد به ترکیب سرمایه‌گذاری اصلی خود با مجموعه علائقی که تاکنون داشته، تمایل پیدا می‌کند.»

طرح بازنشستگی: این برنامه معادل پولی است که کارفرما می‌تواند به طرح بازنشستگی فرد در محل کار وی اعانه کند. روش‌های مختلفی برای محاسبه‌ی این مبلغ وجود دارد؛ اما به طور کلی کارفرما می‌تواند این مبلغ را با مقدار مشخصی که خود فرد تمایل به پس‌انداز داشته مطابقت دهد. «به یاد باشید که هر کارفرما مقررات خود را دارد، برای کسب اطلاعات کامل از رویه کارفرما بهتر است با منابع انسانی محل کار خود صحبت کنید.»

پرداخت بهره: کارشناسان مالی اشاره می‌کنند: «هر نوع وام اعم از وام دانشجویی، وام ماشین و یا هر وام دیگری دو جزء اصلی دارد؛ اصل وام  به معنای مبلغی که قرض گرفته‌ایم و بهره، به معنی مقدار پولی که به عنوان عوارض حق وام توسط وام دهنده تعیین شده و باید پرداخت شود». در واقع، اصل وام مبلغی است که فرد باید تا پایان دوره وام بازگرداند؛ بنابراین یک وام خودرو پنج ساله معمولاً می‌بایست طی اقساط ماهانه تا پایان پنج سال به طور کامل پرداخت شود.

حساب کارگزاری خرده‌فروشی: این حساب، یک حساب کاربری است که به فرد آماده‌ی سرمایه‌گذاری امکان دسترسی به موارد مختلفی مانند اوراق بهادار و کالا و یا اوراق مبتنی بر کالا، سهام، صندوق‌های مشترک، اوراق قرضه و سایر خدمات در بازار سرمایه را در اختیار فرد قرار می‌دهد. بسیاری از ارائه‌دهندگان حساب‌ کارگزاری در اختیار کاربران خود قرار می‌دهند، بنابراین مهم است که با خصوصیات کامل حساب، مزایا و هزینه‌ها آشنا باشید.

تعیین اهداف

حال که با دایره واژگان این حیطه آشنا شده‌اید، وقت تعیین اهداف مالی است. گرچه نوع اهداف بسته به فرد و موقعیت فعلی او متغیر است؛ اما به عقیده‌ی کارشناسان مالی سه هدف کلی وجود دارد که اکثر جوانان باید برای دستیابی به آن‌ها تلاش کنند.

۱- یک صندوق اضطراری داشته باشید. به این معنا که مبلغی به اندازه‌ی هزینه‌های ضروری خود به مدت ۳ الی ۶ ماه پس‌انداز کنید تا در مواقع اضطراری مانند وقتی که ناگهان از کار برکنار شده یا به دلایل شخصی نیاز به مدتی استراحت داشته‌اید، از این حساب استفاده کنید.

۲- برای پرداخت بدهی‌ها برنامه‌ریزی کنید. پرداخت بدهی‌ها و رهایی از بهره‌های پرداختی، بخش مهمی از ثروت‌اندوزی در ۲۰ سالگی است. اگر به قدری خوش‌شانس هستید که بدهی ندارید، پیشنهاد می‌شود که این پول برای اهداف دیگری پس‌انداز کنید.

۳- مخارج خود را بودجه‌بندی کنید. برای شروع پس‌انداز واقعی، ابتدا باید بدانیم هر ماه پول خود را چطور خرج می‌کنیم.

مراحل اولیه

حال پس از تعیین اهداف، وقت آن است که اولین گام‌های ثروت‌اندوزی در سن ۲۰ سالگی را بردارید. قبل از هر کاری، در صورت امکان و ارائه‌ی کارفرما، در یک طرح پس‌انداز بازنشستگی  ثبت ‌نام کنید. بسیاری از کارفرمایان پیشنهاد می‌کنند که میزان اعانه‌ی خود را به مقداری برسانید که انگیزه‌ی خوبی برای پس‌انداز بازنشستگی باشد. البته برای رسیدن به این مقدار پول که سرمایه‌ی آزاد نامیده می‌شود، به‌ناچار کمی از سرمایه‌ی خود را از دست خواهید داد؛ اما این سرمایه‌گذاری سراسر سود و منفعت است، این فرصت را به بهانه‌ی پس‌انداز برای آینده از دست ندهید.

توصیه می‌شود تعدادی دستورالعمل بودجه‌بندی برای خود تعیین کنید تا کاملاً در جریان میزان هزینه‌ها و پس‌انداز خود باشید. کارشناسان اقتصادی روش بودجه‌بندی ۵۰/۱۵/۵ را پیشنهاد می‌کند. به این صورت که هرماه ۵۰ درصد از درآمد فرد می‌بایست صرف هزینه‌های ضروری شامل سرپناه، آب و برق، تلفن همراه، مواد غذایی شود، ۱۵ درصد صرف پس‌انداز بازنشستگی و ۵ درصد باید برای هزینه‌های کوتاه مدت مانند پرداخت بدهی‌ها، صندوق اضطراری و تفریحات فردی پس‌انداز شود. ۳۰٪ باقی مانده را می‌توان برای علایق شخصی خود هزینه کرد، بله درست است، حال می‌توانید کفش مورد علاقه‌ی خود را خریداری کنید. البته این‌ها فقط دستورالعمل بوده و بسته به محل زندگی فرد، میزان حقوق و هزینه‌های او قابل تغییر است.

حال دیگر زمان مذاکره است. اغلب کارشناسان جوان زمان مذاکره درباره یک پیشنهاد کاری یا افزایش حقوق شغل فعلی تعلل می‌کنند. اگر فرد تحقیقات خود را انجام داده و مثال‌های واضحی از ارزشی که به شرکت و آن موقعیت می‌بخشد در دست دارد، نباید تحت هیچ شرایطی از بیان فهم و بینش خود بهراسد. در سن ۲۰ سالگی با مذاکره درباره‌ی افزایش حقوق دریافتی، آماده‌ی کسب درآمد و پس‌انداز بیشتر در طول رشد حرفه‌ای خود خواهید شد.

نحوه‌ی کنار آمدن با بدهی‌ها

بدهی

به عقیده‌ی کارشناسان، اولین قدم برای حرکت به سمت بازپرداخت بدهی‌ها، تهیه فهرستی از تمام قرض‌های موجود اعم از وام دانشجویی یا بدهی‌های دیگر وام‌ها است. هر فرد باید بداند دقیقاً چه مقدار بدهی داشته و به ازای هر کدام چه میزان بهره باید بپردازد. او می‌گوید معمولاً بهتر است ابتدا تمرکز خود را روی بدهی با بیشترین میزان نرخ بهره گذاشته، اما در عین حال، وام‌های دیگر را نیز در موعد مقرر بپردازیم. حال با مازاد پول نقد می‌توان اقساط بیشتری از وامی که دارای بالاترین نرخ بهره است را پرداخت تا مقدار بدهی کل کاهش یابد. اگر فکر می‌کنید تا تسویه کامل بدهی نمی‌توان سرمایه‌گذاری و پس‌انداز را آغاز کرد؛ بهتر است بیشتر فکر کنید. (خصوصاً درباره‌ی مطلب زیر)

سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاری

شاید شما به صندوق بازنشستگی به عنوان یک برنامه‌ی سرمایه‌گذاری نگاه نکنید، اما برای بسیاری از افراد این برنامه اولین قدم کسب ثروت است. کمی وقت گذاشته و با ارائه‌دهنده خود صحبت کنید. اهداف و مدت زمان لازم برای دستیابی به آن‌ها را برای وی شرح دهید. به این ترتیب اطلاعاتی درباره‌ی مسائلی چون نحوه تقسیم سرمایه بین سهام، اوراق قرضه، پول نقد و حقوق دریافتی خود به دست می‌آورید.

طبق گفته‌های کارشناسان، تصورات غلطی وجود دارد که جوانان را از سرمایه‌گذاری باز می‌دارد. «همواره شنیده‌ایم که سرمایه‌گذاری تنها مختص انسان‌های ثروتمند است.» تصور غلط دیگری که بسیار رایج بوده، این تفکر است که «سرمایه‌گذاری زمانی که بدهی داریم ممکن نیست». آنها توضیح می‌دهند: «بسیاری از افراد تصور می‌کنند پرداخت بدهی و پس‌انداز فرآیندی خطی بوده و باید در امتداد یکدیگر انجام شوند؛ در حالی که امکان پس‌انداز و سرمایه‌گذاری ضمن پرداخت بدهی‌ها کاملاً موجود است.»

در این قسمت پیشنهاد‌های کارشناسان اقتصادی برای نحوه‌ی خلاصی از شر بدهی‌ها حین سرمایه‌گذاری ارائه می‌شود.

۱- یک صندوق برای مواقع اضطراری داشته باشید.

۲- اگر کارفرما طرح بازنشستگی ارائه می‌دهد، در آن شرکت کنید.

۳- بدهی وام با بیشترین میزان بهره را پرداخت کنید.

۴- وام‌های دانشجویی شخصی را بپردازید.

۵- به برنامه‌ی بازنشستگی مقدار بیشتری بپردازید. سعی کنید مجموع مقداری که کارفرما اعانه کرده و مقداری که خود پرداخت می‌کنید تا ۱۵٪ از حقوق دریافتی‌تان را تشکیل دهد.

۶- در نهایت به وام‌هایی بپردازید که دارای بهره‌ی پایین‌تری هستند.

 

منبع: چطورپدیا

  • viator baran4
  • ۰
  • ۰

چطور زمان خود را عاقلانه صرف کنیم؟

هر یک از ما زمان محدود و مشخصی در اختیار داریم. روزانه فقط ۲۴ ساعت، نه بیشتر و نه کمتر؛ اما چه مقدار از این زمان را صرف کارهایی می‌کنیم که نباید انجام دهیم و به این شکل آن را از دست می‌دهیم؟ وقتی عمر بگذرد، آن را برای همیشه از دست داده‌ایم. وقت همانند پول نیست که بتوان آن را خرج و ذخیره کرد و یا آن را به دست آورد و سرمایه‌گذاری کرد؛ تنها یک‌بار در اختیار ما قرار داده می‌شود، نه ۲ بار. این دلیل اهمیت زمان ما است، می‌بایست به‌جای دور ریختن عمر، از آن همانند منبعی گران‌‌بها محافظت کنیم؛ البته این بدان معنا نیست که هرگز نباید بخشی از وقت خود را صرف خوش‌گذرانی کنیم، خیر! بی‌شک باید این کار را انجام دهیم. این تنها به این معنی است که نباید نسبت به عمر و زمانی که در اختیار داریم غافل باشیم. این لحظه فقط همین یک‌بار، در همین لحظه، تنها برای یک‌بار به ما بخشوده شده و وقتی‌که رفت، دیگر رفته است. ما، انسان‌ها، مادامی‌ که زمان در اختیار داریم و هنوز از ما گرفته نشده، هرگز قدر آن را به‌درستی نمی‌دانیم. تا زمانی که آن را از ما نگیرند، اغلب حتی قادر به درک اهمیت مطلق عمر خود نخواهیم بود.

من امروز اینجا می‌نشینم و زمان خود را صرف نوشتن این مقاله می‌کنم تا مطمئن شوم که شما قدر وقت خود را خواهید دانست. اجازه ندهید این منبع گران‌بها، از میان انگشتانتان بلغزد و سُر بخورد و برای هیچ و پوچ تلف شود. هدر رفت آن، برای خود فرد و افرادی که دوست‌شان دارد، ابداً عادلانه نیست. در عوض، وقت خود را در انجام کارهای مثبت و ثمربخش برای خود و اطرافیانسرمایه‌گذاری کنید. اینجا دقیقاً همان جایی است که باید وقت خود را صرف کنیم. برای صرف وقت، راهی بهتر از سرمایه‌گذاری آن در ساخت چیزی نیک و خارق‌العاده نیست.

چرا مدیریت زمان اهمیت دارد؟

از آنجا که نمی‌توان زمان را مجدداً تولید کرد، می‌بایست بتوانیم از آن عاقلانه استفاده کنیم. صبح پس از برخاستن از خواب، قبل از هر چیز، باید کارهایی را انجام دهیم که مدت‌ها است از انجام آن‌ها سر باز می‌زنیم. کار کردن بر روی چیزی در ابتدای روز، سبب تولید عنصری محرک در بدن می‌شود، این نکته دقیقاً مشابه چیزی است که گفته شد؛ بنابراین، به خود قول دهید که روزانه تنها به مدت ۱۵ دقیقه، بر روی امور معوق شده‌ی خود کار کنید.

بله به این شکل از زمان خود عاقلانه استفاده می‌کنید. من این را «قانون ۱۵ دقیقه» می‌نامم، فقط ۱۵ دقیقه طول می‌کشد. حال مهم نیست کاری که می‌بایست انجام شود چیست، پرداخت مالیات، حساب و کتاب دخل و خرج، مرتب کردن آشپزخانه، ورزش کردن یا برنامه‌ریزی یک رژیم غذایی سالم، فقط ۱۵ دقیقه طول می‌کشد.

مراحل زیر را دنبال کنید:

  • تلفن هوشمند خود یا یک ساعت زمان‌سنج را بردارید.
  • زمان‌سنج را آغاز کرده و مشغول به کار شوید.
  • ۱۵ دقیقه روی آن کار کرده و سپس آن را رها کنید.

می‌دانید وقتی به دقیقه‌ی پانزدهم ۱۵ می‌رسید چه اتفاقی می‌افتد؟ اولاً، به احتمال قریب به‌ یقین تمایل دارید آن کار را ادامه دهید. این دقیقاً همان کاری است که نیروی محرکه انجام می‌دهد. از آنجا که کاری را شروع کرده‌اید، تمایل دارید آن را ادامه دهید. به یاد داشته باشید، جسم در حال حرکت، در حال حرکت مانده و شی‌ء ساکن، غالباً ساکن خواهد ماند. ساختار ما این‌گونه شرطی شده و سخت‌ترین بخش آن، شکستن این چرخه‌ی سکون است. اگر این بخش را با قدرت بگذرانید، از آن به بعد تنها سرازیری خواهد بود. از آنجا که ما موجوداتی بنده‌ی عادت هستیم، انجام کارهایی که به آن‌ها عادت نداریم، برایمان دشوار است. دقیقاً همین‌طور است. ما همواره به چیزهایی که از قبل می‌دانیم و رفتاری که به آن شرطی شده‌ایم، رجوع می‌کنیم. این قانونی است که همه از آن آگاه هستیم. اگر تاکنون سعی کرده باشید که یک عادت بد را ترک کنید، می‌دانید که این کار قطعاً سخت است. در حقیقت سخت‌ترین قسمت، اولین تلاش برای ترک عادت مذکور خواهد بود. آیا می‌دانید برای شکل‌گیری و یا شکستن عادات، تنها به زمانی مابین ۱۸ الی ۲۵۴ روز نیاز است؟ این نهایت قدرت است.

سخت‌ترین بخش شکستن هر عادت، اولین تلاش است. پس از آن، به میزان قابل‌توجهی راحت‌تر خواهد شد. وقتی چند روز پشت سر هم کمربند ایمنی خود را می‌بندید، پس از مدتی بستن آن ناخودآگاه شده و پس از چند هفته تقریباً تبدیل به یک عادت می‌شود. گذرگاه‌های عصبی بازسازی شده و فرد تفکر و رفتار متفاوتی از خود نشان می‌دهد. به این ترتیب برای انجام کار مذکور به‌ندرت نیاز به فکر کردن خواهد داشت، چرا که از ذهن آگاه به ذهن ناخودآگاه او منتقل شده است.

عمر خود را هدر ندهید 

هر ثانیه‌ای که می‌گذرد لحظه‌ای گران‌بها است. اگر تاکنون شخص نزدیکی را از دست داده باشید، این را به‌خوبی می‌دانید؛ اما اغلب، فقط دانستن کافی نیست. ما انسان‌ها همواره زمان خود را هدر می‌دهیم چرا که موجوداتی بنده‌ی عادت هستیم. به دلیل ترس از شکستی که در وجودمان هست، ترجیح می‌دهیم خود را درگیر سختی‌های برداشتن گام‌های بزرگ نکنیم. دیگران چه فکری می‌کنند؟ وقتی می‌بینند برای هدف خود تلاش می‌کنید اما نمی‌توانید به آن دست یابید، چه خواهند گفت؟ در انتهای روز، نظرات دیگران در مورد شما کوچک‌ترین اهمیتی نخواهد داشت. زندگی کوتاه است. آن را هدر ندهید. اشتیاق خود را دنبال کنید. پرانرژی از خواب برخیزید، به جهان بیرون سلام کرده و کاری بزرگ انجام دهید. ارزش‌گذاری کنید، ببخشید، مشارکت کنید، از دیگران یاد بگیرید و در این مسیر رشد کنید. به انسانی بهتر تبدیل شوید، تبدیل به کسی که حتی زمانی که چیزی برای بخشیدن ندارد، کماکان می‌خواهد به هم نوعان خود خدمت کند. 

من درباره پول صحبت نمی‌کنم، در مورد زمان صحبت می‌کنم. این مسئله خیلی مهم است. به‌جای ریخت‌و‌پاش زمان، از آن جهت انجام کارهای سودمند استفاده کنید. به‌جای تماشای سریال تلویزیونی، بیرون بروید و آن بخش از زمان خود را به دیگران اهدا کنید. آیا می‌دانید چه احساس فوق‌العاده‌ای برایتان به ارمغان می‌آورد؟ تنها کاری که باید کنید آن است که از منطقه امن خود خارج شوید. ماندن در آن خیلی ثمربخش نیست. فقط باید عزم کنید زنجیری که شما را به عادات و رفتار قدیمی خود متصل می‌کند، بشکنید؛ اما حتی اگر وقت خود را با دیگران تقسیم نمی‌کنید، آن را به هدر ندهید. کارهای زیادی وجود دارند که می‌بایست انجام شوند و اهداف زیادی داریم که باید به آن‌ها دست یابیم. اتلاف وقت در این جایگاه کمکی به ما نمی‌کند. هر چیزی که انرژی فرد را تحلیل کند، وقت او را از بین برده است. پس درگیر کارهایی نشوید که سبب تضعیف انرژی می‌شوند. از نوشیدن الکل و مواد مخدر بپرهیزید، ساعت‌ها وقت خود را با دوستان خود تلف نکنید، از گشت‌وگذار بی حدومرز در اینترنت بپرهیزید و … در عوض زمان خود را روی تلاش‌های ثمربخشی که کمکی برای خود و اطرافیانتان است متمرکز کنید.

دلیل تمایل به یک هدف خاص، برای زمان ما حائز اهمیت است

از زندگی چه می‌خواهید؟ چه اهدافی دارید؟ آیا تا به حال برای نوشتن آن‌ها زمان گذاشته‌اید؟ برای دستیابی به آن‌ها چطور؟ اگر نه اکنون وقت آن رسیده است؛ اما این تنها کاری نیست که می‌بایست انجام دهید، باید بدانید «چرا» خواسته‌ی خود را می‌خواهید. پاسخ شما به این «چرا» بسیار مهم است، زیرا قادر است انتظارات شما را پایه‌ریزی کند. به شما مقصد می‌دهد. چیزی برای دستیابی و همچنین دلیلی برای دستیابی به آن.

وقتی که دلیل محکمی دارید، تقریباً هر کاری که برای رسیدن به آن لازم باشد را انجام خواهید داد. عطش این شعله همانند یک آتش درون فرد می‌سوزد. شناخت آن و بیرون کشیدن آن از درون، جایی است که جادوی واقعی اتفاق می‌افتد. وقتی فرد عمیقاً بداند چرا به چیزی اشتیاق دارد، هر کاری که برای تحقق آن لازم است را انجام خواهد داد. به خاطر دارم زمانی مطلبی در رابطه با مشاهدات شخصی تحت عنوان «۷ لایه عمیق» را مطالعه کردم.

این مسئله اساساً به این معنی است که همه‌ی ما برای چیزهایی که می‌خواهیم و کارهایی که انجام می‌دهیم، دلایلی داریم؛ اما اغلب، اولین دلایل سطحی هستند؛ اما هرچه عمیق‌تر می‌شویم و هر یک از این دلایل را مورد بررسی قرار می‌دهیم، با دلیلی عمیق‌تر و ژرف‌تر مواجه خواهیم شد. وقتی می‌بینید پیشرفتی در کار نیست، این دقیقاً با همان «چرا»، که دلیل اصلی انجام آن کار است، مرتبط است. اغلب در ذهن شروع شده و به سمت قلب حرکت می‌کند و زمانی که به قلب رسید، عمیق و ژرف خواهد شد. بسیار خب، این چطور کار می‌کند؟ بسیار ساده است، به هدف و ایده بزرگ زندگی خود فکر کنید و این سؤال را از خود بپرسید:

دلیل اینکه می‌خواهم آن را در زندگی خود داشته باشم و به آن دست یابم، چیست؟

به‌عنوان مثال، فرض کنیم که قصد دارید یک میلیارد تومان پول درآورید. چرا یک میلیارد پول می‌خواهید؟ قطعاً به این خاطر نیست که عاشق شکل ظاهری پول هستید. درست است؟ پر واضح است که این دلیل اصلی نیست. پس چیست؟ ممکن است بگوئید این پول را برای خرید یک خانه زیبا می‌خواهید. خوب، این یک دلیل سطحی است. این پاسخ مغز است، نه قلب.

سپس، از خود بپرسید که چرا یک خانه زیبا می‌خواهید؟ پاسخ عمیق‌تر خواهد شد، ممکن است دلیل آن باشد که دوست دارید با خانواده‌ی خود در جایی زیبا و محله‌ای امن زندگی کنید. حال پاسخ عمیق‌تر شده، اما هنوز به عمق واقعی آن نرسیده است. در نهایت، به این می‌رسید که تمایل دارید در مکانی زیباتر و محله‌ای امن‌تر زندگی کنید زیرا به‌عنوان کودکی در حال رشد، هرگز محیط خانوادگی پایداری نداشتید، همواره در حال اسباب‌کشی بوده یا در محله‌ی امنی زندگی نکردید.

عمیق‌تر که می‌شوید، ممکن است بگوئید دلیل این خواسته، این است که دوست ندارید فرزندانتان در طول روز نگران بیرون بودن از خانه یا بازی اطراف محله پس از غروب خورشید باشند. سپس احتمالاً بگویید دلیل این خواسته، این است که نیاز دارید خانواده‌ی خود را در امنیت نگاه دارید، زیرا به‌عنوان یک کودک در حال رشد همواره ترس را در کنار خود احساس کرده‌اید و اکنون دوست ندارید فرزندانتان نیز چنین ترسی را احساس کنند.

می‌بینید این فرایند تا رسیدن به هسته‌ی اصلی چطور پیش می‌رود؟ این مثال شاید دقیقاً هفت لایه نداشته باشد، شاید پنج، ده، یا هر تعداد لایه‌ی دیگری بتوان برای آن یافت؛ اما همچنان ادامه دهید تا به پاسخ سؤال خود دست یابید. متوجه هستید روند کار به چه صورت است؟ درک دلیل اصلی آن‌که چرا کاری را انجام می‌دهید، سبب می‌شود نسبت به زمانی که صرف تلاش برای دستیابی به آن هدف می‌کنید آگاه باشید. این آگاهی دست‌کم یک محرک و انگیزه‌ی قدرتمند در تلاش برای رسیدن به آن هدف خواهد بود.

چطور زمان خود را مدیریت کنیم؟ 

پر واضح است که موظف هستیم زمان خود را به‌درستی مدیریت کنیم. این مدیریت، با تعیین یک هدف معین و برنامه‌ریزی تلاش جهت رسیدن به آن شکل می‌گیرد. پس از آن، مسئله فقط دنبال کردن این برنامه است. برای هر روز خود اهدافی بزرگ، بزرگ‌تر و هوشمندانه‌تر تعیین می‌کنید. سپس هر روز تلاش می‌کنید که به آن دست یابید. تضمین می‌کنید که حتی ثانیه‌ای را تلف نکرده و به سمت رویاهای بزرگ خود در حال حرکت هستید.

من می‌دانم که در زندگی شخصی خود، وقتی درباره‌ی چیزی که می‌خواهم، به‌یقین می‌رسم و برنامه‌ای دقیق برای چگونگی عملکرد خود در مسیر رسیدن به آن هدف در دست دارم، کار کردن روی آن به‌مراتب برای من آسان‌تر است. از مسیر خود جدا نمی‌شوم زیرا میدانم مقصد کجاست. همچنین مدام پیشرفت‌هایم را تحلیل می‌کنم. اگر در یک روز خاص عقب‌گرد داشته‌ام، به آن آگاهم و قادرم آن را اصلاح کنم. هنگامی که نتایج کار خود را مدام پیگیری می‌کنید، این نتایج مشهودتر از قبل خواهند بود. این تفکر برای تمام اهدافی که نتایج آن‌ها قابل اندازه‌گیری باشد، قابل اجراست.

البته حقیقت این است که نتایج تمامی اهداف، می‌بایست کاملاً قابل اندازه‌گیری باشند. در غیر این صورت، چطور بفهمیم که پیشرفتی داشته‌ایم یا خیر؟ برای مثال، اگر قصد دارید وزن خود را کاهش دهید، تک به تک کیلوگرم‌هایی که از دست می‌دهید را پیگیری کنید. هر سانتیمتر سایز دور کمر خود را چک کنید، زیرا گاهی وزنی از دست نمی‌دهید و فقط در حد کاهش چند سانتیمتر است. این کار را باید هر روز انجام دهید. اگر هدف پس‌انداز مقدار مشخصی پول است، دقیقاً همین کار را با پول‌های خود انجام دهید. هر روز میزان پول خود را بررسی کرده و در این مورد بسیار وسواسی و دقیق عمل کنید.

واضح است که در طول روز، زمان زیادی برای تعقیب اهداف خود نخواهیم داشت. به‌خصوص اگر شغلی تمام‌وقت داریم، وقتی نمی‌توان زمان قابل‌توجهی صرف رسیدن به اهداف خود کرد، طبیعتاً نمی‌توان انتظار دستیابی به دست‌آوردهای بزرگ را هم داشت. به همین دلیل است که می‌بایست از هر ثانیه روز خود به‌خوبی استفاده کرده و آن را کارآمد کنیم. مراقب زمان‌هایی که تلف می‌کنید، باشید، زمان با ارزش خود را برای انجام کارهایی که چیزی به زندگی شما اضافه نمی‌کنند، صرف نکنید، در عوض آن را صرف کارهایی کنید که به شما و خانواده‌تان کمک می‌کنند زندگی ایده‌آل خود را داشته باشید.

موارد ذکر شده، دلیل اهمیت زمانی است که در اختیار داریم و می‌توانیم از آن در مسیری درست استفاده کنیم؛ اما همان‌طور که می‌دانیم این زمان می‌تواند در مسیر نادرست نیز صرف شود. از آنجا که هیچ‌کس نمی‌تواند زمان را تولید کند، این کالا گران‌بهاترین چیزی است که همه ما در اختیار داریم. شمارش معکوس ساعت تا زمان مرگ قریب‌الوقوع ما ادامه خواهد داشت. این یک سخن بدخواهانه نیست. بزرگ‌ترین نیت من آن است که یادآوری کنم زمان زیادی ندارید، همان‌طور که من ندارم، همان‌طور که باقی افراد نداند، پس از آن عاقلانه استفاده کنید. آن را هدر ندهید. آن را سرمایه‌گذاری کرده و با آن درست همانند یک کودک تازه متولد شده‌ی گران‌بها رفتار کنید.

 

منبع: چطورپدیا

  • viator baran4